تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه علامه شريف رضى ( فارسى ) — صفحة 304

مساهمون:

ص٣٠٤
حميت دينى ، آنان را به سوى مرگ كشانيد ، زندگى در ذلت و سرافكندگى را زشت دانستند و با عزّت و سربلندى مردند ، جامى از شربت مرگ را ننوشيدند جز اين كه شيعيان و دوستدارانشان نيز آن شربت را نوشيدند . . . بنى اميّه از خدا نمىترسيدند و حشمت مردم را نگاه نمىداشتند ، بندگان خدا را برده خود كرده بودند و مال خدا را در دستهاى خود مىگردانيدند ، خانهء كعبه را ويران مىساختند و صحابه پيامبر را به بردگى خود مىكشانيدند . . . معاويه ، حجر بن عدى كندى و عمرو بن حمق خزاعى را پس از قسمهاى مؤكّد و پيمانهاى استوار به قتل رسانيد و زياد بن سمية هزاران تن از شيعيان كوفه و بصره را در زندان كشت . خوارزمى ، پس از اشاره به واقعهء كربلا و ستمگريهاى عبيد اللَّه زياد و حجاج بن يوسف و ظلمى كه از آل عباس بر اولاد على ( ع ) وارد آمد مىگويد : امامى از امامان هدايت ، از جهان مىرود ، كسى به تشييع جنازهء او نمىرود و مقبرهء او گچ كارى و تعمير نمىشود ، اما وقتى دلقك يا مسخره‌اى مىميرد ، عدول دار القضاء و قضات ، جنازهء او را تشييع ميكنند و مجلس عزاى او را فرماندهان و واليان آباد مىسازند ، دهريان و سوفسطاييان در ميان ايشان ايمن و سالم زيست ميكنند اما هر كس كه او را شيعه بدانند ، مىكشند ، و هر كه نام على بر فرزندش بگذارد ، خونش را مىريزند . . . شاعران قريش در زمان جاهليت ( يعنى شاعرانى كه اسلام نياورده بودند ) اشعارى در هجو امير المؤمنين عليه السّلام و معارضه با اشعار مسلمانان سرودند ، آن اشعار را ضبط كردند و اخبار آن گونه شاعران را تدوين نمودند ، راويان شعر از قبيل واقدى و وهب بن منبه و كلبى و شرقى بن قطامى و ميثم بن عدى و دأب الكنانى ، آن گونه شعرها را روايت كردند ، اما يكى از شاعران شيعه از مناقب وصى پيامبر ( ص ) بلكه در بارهء معجزات پيغمبر صلى اللَّه عليه و آل سخن مىگويد ، زبانش را مىبرند و ديوانش را پاره پاره ميكنند ، همان گونه كه با عبد اللَّه بن عمار برقى رفتار شد و همانطور كه قبر منصور بن زبرقان نمرى نبش گرديد . . . تا بدان حد كه هارون پسر خيزران ، ( هارون الرشيد ) و متوكل ، جز به كسى كه به آل ابو طالب ناسزا گويد و به يارى نواصب بر خيزد ، مال و بخشش عطا نمىكردند . عمار ياسر در هنگام جنگ صفين گفته است : اگر اين گروه ( ياران معاويه ) ما را بزنند و تا نخلستانهاى هجر ( ناحيه‌اى در بحرين ) برانند باز هم مىدانيم كه بر حقيم و آنها بر باطلند . بنا بر اين ، اگر مصيبت و رنجى به ما برسد ، اين چيزى است كه ما به آن عادت داريم و اگر دولتى براى ما باز گردد ، اين چيزى است كه به راستى انتظار آن را داشته و داريم ، هنگام محنت بايد شكيبا بود و هنگام نعمت سپاسگزار . در مدت هزار ماه ( يعنى مدت