مردى هاشمى از اهل تسنن بقتل رسيده ، بعد از اين كه خانوادهء او جسدش را برداشته و در محلات سنى نشين بغداد بگردش در آورده و مردمان را به انتقام جوئى وى دعوت كردند ، افراد زيادى از عوام مردم جمع شده و به سوى مشهد و مدفن امام موسى الكاظم و امام جواد عليهما السلام هجوم آورده ابتدا هر چه در آنجا بود غارت كرده و بعد آن مشهد مقدس و نواحى مجاور و قبور بزرگانى كه در آن مدفون بودهاند به آتش كشيدند ، و روز بعد نيز كوشيدند كه مدفن مطهر آن دو امام بزرگوار عليهما السلام را نبش كرده و اجساد شريف ايشان را كه مزار مردمان كرخ و ديگر نقاط بود بيرون آورند . اين حادثه چنان فجيع و شنيع بوده است كه مورخ بزرگ اهل تسنن ابن اثير در مورد آن مىگويد : « جرى من الامر الفظيع ما لم يجر فى الدنيا مثله » « 65 » در ريشهيابى از اين حوادث ابن جوزى صاحب « المنتظم فى تاريخ الملوك و الامم » مىگويد : اكثريت اين منازعات خونين بر اساس تحريكاتى بوده است كه « قصّاصون » بوجود مىآوردهاند . « 66 » قصاصون گروهى هستند كه علاوه بر فقيه و مفتى و مدرس و خطيب و امام جمعه و جماعت ، به كار تبليغات مذهبى مىپرداختهاند . اين گروه ابتدا در عصر خليفهء دوم و به دستور او تكوّن يافتهاند ، و بعدها تا بدانجا رشد يافتند كه در ايجاد ذهنيات يا حتى انحرافات فكرى « 67 » و نيز در خلق حوادث اجتماعى تأثيرات بزرگ داشتهاند . قصاصون چون وعاظ به كار موعظهء مردم مىپرداختند كه در ضمن آن البته گاه معارف و عقائد نيز توضيح و تفسير مىشد . فرق وعاظ و قصّاص اين بود كه وعاظ از علماى بزرگ بودند ، و آنچه بيان مىكردند مستند به كتاب و سنت و سيرهء پيامبر اكرم ( ص ) و بزرگان دين بود . اما قصه خوانان اغلب داراى معلومات وافى و كافى نبوده و لذا از جعل و ساختن داستانها و اخبار تاريخى يا احاديث ، باكى نداشتند . اينها معمولا از صداى گرم و فصاحت و بلاغت گفتار در پيشرفت كار خود بهره مىگرفتند ، و چون مستمعين ايشان عوام مردم بودند براى سرگرم كردن و جلب توجه آنها تدابير و حيلههاى گوناگون به كار مىبردند . « 68 »
مجامع علمى و كتابخانهها در كرخ
و آنچه دنياى اسلام به تشيع مديونست بيش از آنست كه بتوان در صفحاتى اندك از آن سخن گفت ، علوم اوائل يعنى منطق و حكمت الهى و رياضيات و حكمت طبيعى به همهء انواع آن از يكسو و علوم دينى چون فقه و تفسير و تاريخ و سيره و حديث و كلام و لغت و ادب و . . . بخشى عظيم از موجوديت خود را وامدار جريانات تشيع در عالم اسلام هستند .
هامش
( 65 ) ابن جوزى : المنتظم ، حوادث سال 314 و معجم البلدان 1 ، 362 .
( 66 ) الكامل 8 ، 59 ، چ دار الكتاب العربى ، اين جريان طبق آنچه قبلا اشاره شد از كرخ و حوادث آن ناشى بوده است .
( 67 ) مراجعه كنيد به همان كتاب ج 7 ، 88 .
( 68 ) مراجعه كنيد به تهذيب تاريخ دمشق الكبير 3 ، 410 ، چ افست .