تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه علامه شريف رضى ( فارسى ) — صفحة 281

مساهمون:

ص٢٨١
آوردند . پس سكونت ايرانيان از ابتداى إحداث كرخ در آن - كه ما در گذشته به صورت يك احتمال آورديم - در اينجا مستند مىگردد . البته اگر اين مطلب نيز اثبات گردد كه هميشه يا اغلب اوقات قواى مسلح دولت عباسى را خراسانيان بوجود مىآورده‌اند ، از عبارت يعقوبى در مورد ساكنان كرخ مىتوان بوجود ايرانيان در آنجا استناد كرد .

مذهب مردم كرخ

متون و مصادر قديم در مورد مذهب و اعتقادات مردم كرخ در سال‌هاى اوليهء احداث آن ، اطلاعات زيادى در اختيار ما نمىگذارند . اين اطلاعات علاوه بر اين كه بسيار اندكند مجمل و مبهم نيز هستند ، و بايد با كمك قرائن خارجى مطالبى را از آنها استنباط و كشف كرد . 1 - در احوالات هشام بن الحكم متكلم بزرگ شيعى و از اصحاب امام صادق و كاظم عليهما السلام آمده است : « كوفى تحول الى بغداد من الكوفه . . . و كان ينزل الكرخ من مدينة السلام » « 56 » : او در اصل كوفى بود ، و به بغداد نقل مكان كرد ، و در كرخ سكونت گزيد . سكونت اين متكلم و حامى بزرگ مذهب اهل بيت عليهم السلام در كرخ ممكن است يك اتفاق ساده و عادى باشد « 57 » ، همچنين ممكن است نشانهء نوعى همفكرى و همسانى مذهبى بين مردمان كرخ و اين دانشمند بزرگ باشد ، و نيز امكان دارد كه بگوئيم كه اين هجرت و توطن در كرخ ، در تمايلات شيعى مردم اين بخش از بغداد خالى از تأثير نبوده است . 2 - پس از اين كه امام موسى بن جعفر عليه السلام در زندان هارون به زهر مسموم گشت ( 183 ه ) دولت عباسى براى رفع خطرى كه از اين رهگذر ممكن بود گريبان گيرش شود به جستجوى كسانى بر آمد كه شهادت بدهند كه امام به مرگ خدائى از دنيا رفته است . مورخين مىگويند : « سپس گروهى از عدول محلهء كرخ را به زندان آوردند ، تا ببينند كه موسى بن جعفر عليهما السلام به مرگ خدائى از دنيا رفته است » « 58 » . اين كه كسانى از مردمان كرخ به زندان آورده شدند تا جسد مطهر امام را ببينند ، و شهادت بدهند كه دولت هارونى ايشان را بنوعى بشهادت نرسانده است ، نشان مىدهد كه در مردمان كرخ نوعى ارتباط و اتصال با امام عليه السلام تصور مىشده است ، و گرنه در روزگار هارون مركز قدرت و حكومت و بيشترين آبادى به جانب شرقى دجله انتقال يافته بوده و اركان دولت و صاحبان مناصب و علما و قضاة بيشتر در بغداد شرقى منزل داشته‌اند . انتخاب عدول كرخ براى شهادت دادن ، هيچ نوع مناسبتى نمىتوانسته داشته باشد جز اين كه در محلهء كرخ علاقمندى
هامش
( 56 ) ابن النديم : الفهرست ، 223 ، چ تهران و نيز مراجعه كنيد به رجال نجاشى و رجال طوسى و رجال برقى و معالم العلماء و معجم رجال الحديث 19 ، 74 - 271 . ( 57 ) هشام به تجارت اشتغال داشته و بعد از انتقال به بغداد نيز مركز كار خود را در كرخ قرار داده و در كنار قصر وضّاح يعنى حاشيهء كرخ سكونت كرده است . نگاه كنيد به معجم رجال الحديث 19 ، 274 . ( 58 ) تاريخ فخرى ، ترجمهء وحيد گلپايگانى ، 269 و نيز نگاه كنيد به : تجارب السلف ، 140 .