تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه علامه شريف رضى ( فارسى ) — صفحة 283

مساهمون:

ص٢٨٣
به جز اين نمونه‌ها دلايل ديگرى كه نشان بدهد مذهب اهل كرخ چه بوده در دست نيست . در طول قرن سوم آنچه اسناد و مدارك از كرخ سخن مىگويند در مردم مذهب مردم آن چيزى به زبان نمىآورند . يعقوبى و طبرى و ابن اثير و ابن كثير و ابو الفداء و ابن جوزى در تمام نقاطى كه از كرخ سخن گفته‌اند هيچگونه اشارتى به مذهب اهل كرخ يا اختلاف مرامى اين بخش از بغداد با ساير محلات آن نمىيابند . اما در قرن چهارم با صراحت تمام مذهب تشيع بعنوان مذهب اهل كرخ مطرح مىشود . ابن جوزى در حوادث سال 231 مىنويسد : « و فيها كثر الرفض ببغداد فنودى بها من ذكر احدا من الصحابة بسوء فقد برئت منه الذمه » : در اين سال تشيع در بغداد فراوانى يافت . . . سال 331 كه ابن جوزى از آن بدينگونه نام مىبرد چند سالى از خلافت مقتدر ( 295 تا 320 ) و وزارت وزراى شيعى آل فرات و نفوذ و اقتدار اين خاندان شيعى ، بيش نگذشته است . ضعف حكومت عباسيان و دوران وزارت مقتدرانهء آل فرات و نفوذ دانشمندان و متكلمان نوبختى در دستگاه دولت ، و حضور نواب اربعهء امام عصر صلوات اللَّه عليه در بغداد كه با نهايت درايت و كاردانى و بصيرت و دانش ، تشيع را رهبرى مىكردند ، مجموعه‌اى بود كه هر روز بر تعداد و قدرت اقليت شيعى بغداد مىافزود : در حوادث سال 314 يعنى هفده سال قبل از تاريخ مذكور گفته مىشود كه جماعتى از شيعيان يا به تعبير مورخين رسمى اهل تسنن « رافضيان » در مسجد براثا در جنوب غربى يا قبلهء محلهء كرخ جمع شده و سخن مىگفته‌اند . . . اين‌ها اولين اطلاعات صريح و دقيق ما از مذهب اهل كرخ و نفوذ تشيع در بغداد است . بعد از اين در سال 334 با ورود دولت شيعى آل بويه به بغداد روبرو مىشويم كه تا حدود 110 سال بعد ، عباسيان در زير لواى اقتدار و قيمومت ايشان بسر مىبرده‌اند . از اين ببعد از تشيع كرخيان و حوادثى كه بر مردمان اين محل گذشته است ، اخبار زيادى در تواريخ مسطور است كه البته اغلب در تحت عنوان منازعات و اختلافات خونين و اسفبارى است كه ميان حنبليان بغداد و شيعيان كرخ اتفاق مىافتاده است ، و در آن اموال بغارت و خانه‌ها و دكاكين به آتش و جانها به دست باد فنا سپرده مىشده است . مورخين سال‌هاى 361 و 363 و 380 و 381 و 384 و 389 و 391 و 406 و 408 و 417 و 422 و 437 و 444 و 445 و 449 و 450 و 479 و 480 و 482 و 486 را سال‌هائى مىدانند كه در آنها فتنه و منازعه و جنگ‌هاى ناشى از تعصبات كور مذهبى در ميان مردم محلات سنىنشين بغداد و مردم كرخ بالا گرفته و مساكن و دكاكين و جان و مال مردمان كرخ طعمهء حريق و قتل و غارت شده است . در يكى از مهمترين اين منازعات كه در سال 443 هجرى اتفاق افتاد به بهانهء اين كه
يادنامه علامه شريف رضى ( فارسى ) — صفحة 283 | سيد ابراهيم سيد علوى