راستى به كجى گرايد و بعد از ثبات و استوارى ، منحرف شود ، سيد شريف رضى ، آيهء بعدى را براى اثبات گفتهء خود دليل آورده ، كه قرآن گفته است :
« حَتَّى إِذا ضاقَتْ عَلَيْهِمُ الْأَرْضُ بِما رَحُبَتْ وَ ضاقَتْ عَلَيْهِمْ أَنْفُسُهُمْ »
« 64 » آيهء 118 ، توبه .
و افزوده است كمه اين نيز ، استعاره است ، زيرا در واقع اين گفتار تشبيه معقول است به محسوس ، زيرا توصيف نفس به تنگى و گشادگى ، بطور حقيقت نيست بلكه مجازى است « 65 » .
سيد شريف رضى ، در بحث از آيهء :
« حَتَّى إِذا أَخَذَتِ الْأَرْضُ زُخْرُفَها وَ ازَّيَّنَتْ وَ ظَنَّ أَهْلُها أَنَّهُمْ قادِرُونَ عَلَيْها »
آيهء 24 ، يونس .
و در بارهء بخش ديگر از همين آيه :
« فَجَعَلْناها حَصِيداً »
نوشته است « 66 » : در اين آيه ، استعارهاى بس زيبا وجود دارد ، زيرا « زخرف » در لغت به معناى زيور و زينت و رنگهاى فرح افزا و بهجتزا مىباشد .
قرآن هم كه گفته است :
« أَخَذَتِ الْأَرْضُ زُخْرُفَها »
يعنى زمين زينت خود را پوشيد و زيور خود را در بر گرفت و گلهاى رنگارنگ و سبزههاى گوناگون خود را بيار است ، يك نوع استعاره است .
در زبان عربى مىگويند : « اخذت المرأة قناعها » وقتى كه زن ، مقنعة برگيرد و آن را بپوشد و نيز به يك زن مىگويند : « خذى عليك ثوبك » يعنى جامهء خود بپوش . آيهء 31 سورهء اعراف هم كه قرآن گفته است :
« يا بَنِي آدَمَ خُذُوا زِينَتَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ »
يعنى : البسوا ثيابكم . يعنى جامهء زيبا بپوشيد و به مسجد اندر شويد .
در بخش ديگر آيه نيز
« فَجَعَلْناها حَصِيداً »
استعارهء ديگرى وجود دارد « 67 » ، زيرا « حصيد » به معناى درو شده ، مىباشد و مىتواند صفت نبات باشد و نه صفت زمين .
هامش
( 64 ) يعنى : وقتى كه روى زمين با همهء فراخنائيش ، بر آنان تنگ شد و از خويش به تنگ آمدند .
( 65 ) ر ك : ماخذ سابق ص 151 .
( 66 ) ر ك : ماخذ سابق ص 155 .
( 67 ) سيد شريف رضى در صفحهء 155 « تلخيص البيان » نوشته است : « و قوله تعالىفَجَعَلْناها حَصِيداًاستعارة اخرى . » لكن بهتر آنست كه به اعتبار علاقه و حالّ و محل آن را ، مجاز بدانيم ، زيرا « حصيد » صفت روييدنى است و نه صفت « ارض » و مقصود اصلى هم درويدن گياه زمين است .
و اگر هم گفته شده است« فَجَعَلْناها حَصِيداً »و « حصيد » را به ارض نسبت دادهاند ، مجاز است زيرا در زمين مىرويد و منشأ آن ، « ارض » است .