تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه علامه شريف رضى ( فارسى ) — صفحة 148

مساهمون:

ص١٤٨
آدمى ، از هواهاى نفسانى پيروى مىكند و عنان اختيار خود را به او مىدهد گوئيا نفس ، فرمانده است و مطاع و آدمى ، فرمانبر است و مطيع . به كار رفتن كلمهء « امّارة » به صيغهء مبالغه ، كثرت و مبالغه را مىرساند و كلمهء « امّارة » كثرت افكندن در مهالك و گرفتاريها را بهتر نشان مىدهد . در بحث از آيهء
« كَذلِكَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْحَقَّ وَ الْباطِلَ فَأَمَّا الزَّبَدُ فَيَذْهَبُ جُفاءً وَ أَمَّا ما يَنْفَعُ النَّاسَ فَيَمْكُثُ فِي الْأَرْضِ كَذلِكَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثالَ »
« 73 » سيد شريف رضى گفته است « 74 » : اصولا ضرب امثال و مثال زدن خدا ، دو مفهوم دارد : 1 - گردش امثال است در گيتى و گرداندن آنها بر زبانهاى مردم ، همين طورى كه در زبان عرب مىگويند : « ضرب فلان فى الارض » يعنى فلان كس در روى زمين گردش كرد و جهانگردى نمود . 2 - چيزى را جلو چشم مردمان قرار دادن و به رخ كشيدن تا در خاطر همگان بماند ، اين مفهوم نيز از عبارت معروف ، اقتباس شده كه مىگويند : « ضربت الخبأ » . يعنى : خيمه را نصب كردم و طنابهاى آن را بستم و عمود خيمه را زدم . و « يضرب اللَّه الحق و الباطل » بدين معنى ، عبارت مىباشد از اين كه خدا ، حق و باطل را نصب مىكند و نشانه‌هاى هر دو را آشكار مىكند تا مردم ، حق را با علاماتش بشناسند و از باطل جدا سازند . سيد شريف رضى ، در بحث از آيهء
« وَ اخْفِضْ جَناحَكَ لِلْمُؤْمِنِينَ
آيهء 88 ، فجر گفته است « 75 » : اين آيه ، استعاره است و منظور اينست كه دامن لطف و آغوش مهر خود را از اينان : مؤمنان باز مگير و با آنان نرمخوئى كن . و سپس افزوده است كه قرآن مجيد ، كلمهء « خفض جناح » را برابر گفتار عرب آورده است . در زبان عربى ، اگر كسى را بخواهند به تندخوئى ، وصف كنند و او را عصبانى و ناراحت به بينند مىگويند : « قد طار طيره و قد هفا حلمه و قد طاش وقاره . »
هامش
( 73 ) يعنى : خدا حق و باطل را ، چنين مثل مىزند حق و باطل را جدا مىسازد باطل چون كف دريا مىماند كه كنار مىرود و ناپديد مىشود ، ليكن آنچه مردم را سود دهد ، در جهان مىماند خدا مثلها را چنين مىزند . ( 74 ) ر ك : ماخذ سابق ص 178 . ( 75 ) ر ك : ماخذ سابق ص 187 .