تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه علامه شريف رضى ( فارسى ) — صفحة 149

مساهمون:

ص١٤٩
يعنى : مرغش پريدن گرفت و حلم و صبرش از سر برفت ، وقار و سنگينى خود را از دست داد . و در برابر به مردم نرمخو گويند : « قد خفض جناحه » هر گاه كه خشم خود را فرو برد و به جاى تندى و خشونت نرمى كند . سيد شريف رضى ، در بحث از آيهء
« فَاصْدَعْ بِما تُؤْمَرُ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكِينَ »
« 76 » آيهء 94 حجر . نوشته است « 77 » : اين آيه ، استعاره است ، زيرا « صدع » در لغت به معناى شكستن و جدا شدن است و در توصيف اجسام مادى و محسوس به كار مىرود و نه در بارهء كلام و گفتار و مسائل معنوى . در زبان عربى سه كلمهء : « فرق » و « فصل » و « صدع » به يك معنى مىباشد و اگر بخواهند كسى را كه مطابق واقع و به مقتضاى حال ، سخن گفته است بستايند ، مىگويند : « قد طبق المفصل » و « فلان يفصل الخطاب » يعنى فلان كس به حقايق و دقايق رسيد و ابهامى باقى نگذاشت . و گوئيا معناى واقعى « فاصدع بما تؤمر » چنين باشد : « اظهر القول و بينه فى الفرق بين الحق و الباطل . » يعنى : گفتار خود را درست بگو و حق را از باطل جدا كن . در زبان عربى ، وقتى مىگويند : « صدع الرداء » كه رداء شكافته باشد و شكاف آن آشكار باشد . و « صدع الزجاجه » نيز از همين مقوله مىباشد ، زيرا وقتى شكستگى آشكار باشد ، چنين عبارتى گفته مىشود . با اين توضيحات معلوم شد كه « فاصدع بما تؤمر » بليغ‌تر است تا عبارت فبلغ ما تؤمر زيرا كلمهء « صدع » ظهور و تأثير بيشترى دارد از كلمهء « تبليغ » . و السلام عليكم و على عباد اللَّه الصالحين
هامش
( 76 ) يعنى : اى پيامبر ! آنچه را كه دستور دارى آشكار كن و از مشركان روى بگردان . ( 77 ) ر ك : ماخذ سابق ص 188 .