همچنين ، ابن قتيبه ، شاگرد جاحظ ، متوفى به سال 276 هجرى نيز در كتاب « تأويل مشكل القرآن » در ضمن بحث از مطالب گوناگون ، از مجازات قرآنى نيز ، سخن گفته است .
در صورتى كه « تلخيص البيان » سيد شريف رضى ، نخستين كتابى است كه براى هدف واحد و منظور خاصى كه بحث مجازات و استعارات كلام خدا باشد ، نوشته شده آن هم به ترتيب سور قرآنى .
سيد شريف رضى ، با نوشتن اثر بسيار ارزندهء خود ، نكات بلاغى كلام خدا را ، توضيح و پرده از اسرار نهانى و زيباييهاى كلام سبحانى را ، نشان داد و معانى استعارى و مجازى آيات و عبارات قرآنى را روشن و خواننده را بهرهمند ساخت .
كتاب « تلخيص البيان » را نمىتوان يك تفسير دانست ، زيرا سيد شريف رضى همچون ديگر مفسران پيشين ، آيات را كلمه به كلمه ، تفسير نكرده ، بلكه در هر سوره ، تنها آيهاى ، را كه در آن مجاز ، استعارهاى به كار رفته ، مورد بحث قرار داده و چه بسا كه از سورهاى بيش از چند آيه مورد بحث قرار نداده و حتى گاه ، اصولا از سورهاى كه در آن مجاز و استعارهاى نبود بحثى نكرده و به صراحت ، نوشته است كه در اين سوره ، چيزى كه مورد نظر ما هست ، وجود ندارد . « 40 » سيد شريف رضى ، با اطلاعات وسيعى كه از زبان عربى داشته و نزد استادانى همچون سيرافى متوفى به سال 368 هجرى و ابن جنى متوفى به سال 392 هجرى و ابا الحسن على بن عيسى ربعى متوفى به سال 420 هجرى و ابن نباته خطيب معروف متوفى به سال 394 هجرى و ديگر استادان ، علم فرا گرفته ، توانسته است زيباييها و محسنات كلام ربانى را بنماياند و جنبههاى بلاغى آيات را ، نشان دهد با توجه به اين كه ، او منتسب به بيت رسول عربى « مدينة العلم » مىباشد و جد بزرگوارش نيز « باب مدينة » بوده است .
ابو عبيده در كتاب « مجاز القرآن » گاه به گفتن يك كلمه در آيهاى اكتفاء كرده و معناى تحت اللفظ همان كلمه را باز گفته است همچون آيات زير :
در تفسير
« فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ »
آيهء 7 ، آل عمران . گفته است « 41 » : اى جور و در تفسير آيهء
« لِيَجْعَلَ اللَّهُ ذلِكَ حَسْرَةً فِي قُلُوبِهِمْ »
156 ، آل عمران . فقط نوشته
هامش
( 40 ) مثلا در ص 359 تلخيص البيان نوشته است : « و لم نجد فى السورة التي يذكر فيها عبس و تولى شيئا من المعنى الذى قصدنا له » . و نيز در ص 360 در بحث از سورهء « انفطار » نوشته است : « و ليس فى السورة التي يذكر فيها اذا السماء انفطرت شيء .
من غرض كتابنا هذا » ، در واقع گفته است : در اين سورهها « مجاز » وجود ندارد .
( 41 ) ر ك : مجاز القرآن ص 86 .