تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه علامه شريف رضى ( فارسى ) — صفحة 136

مساهمون:

ص١٣٦
يكى از اقسام مجاز ، در نظر ابو عبيده « 16 » ، مجازى است كه كلام و عبارت به ظاهر ، براى غايب است ولى در معنى براى مخاطب « 17 » همچون آيهء :
ذلِكَ الْكِتابُ لا رَيْبَ فِيهِ هُدىً لِلْمُتَّقِينَ
آيهء 1 ، بقره . يعنى : اينست كتابى كه شك را در آن ، راه نيست ، راهنماى پرهيزگاران است . ابو عبيده ، تكرار كلمات را در آيات ، كه براى تأكيد مىباشد ، همه را از مقولهء مجاز دانسته است « 18 » همچون آيه :
إِنِّي رَأَيْتُ أَحَدَ عَشَرَ كَوْكَباً وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ رَأَيْتُهُمْ لِي ساجِدِينَ »
آيهء 4 ، يوسف كه فعل « رايت » تكرار شده است . و آيهء
تَبَّتْ يَدا أَبِي لَهَبٍ وَ تَبَّ
آيهء 1 ، سورهء تبت كه فعل « تب » تكرار شده است . « 19 » ابو عبيده ، تقدم و تأخر كلمات را نيز يك نوع مجاز دانسته همچون آيهء :
وَ تَرَى الْأَرْضَ هامِدَةً فَإِذا أَنْزَلْنا عَلَيْهَا الْماءَ اهْتَزَّتْ وَ رَبَتْ وَ أَنْبَتَتْ مِنْ كُلِّ زَوْجٍ بَهِيجٍ
« 23 » آيهء 5 ، حج . كه در واقع ، از لحاظ معنى « ربت و اهتزت » منظور نظر است و اين تقدم و تأخر يك نوع مجاز به شمار مىآيد . يكى ديگر از انواع مجاز ، در نظر ابو عبيده « 20 » ، ذكر دو چيز و آوردن يك ضمير براى آن دو ، مىباشد همچون آيات :
وَ إِذا رَأَوْا تِجارَةً أَوْ لَهْواً انْفَضُّوا إِلَيْها وَ تَرَكُوكَ قائِماً
« 21 » آيهء 11 ، جمعه كه « لهو » و « تجارت » دو چيز است و مىبايست « اليهما » گفته مىشد .
وَ الَّذِينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَ الْفِضَّةَ وَ لا يُنْفِقُونَها فِي سَبِيلِ اللَّهِ
« 22 » آيهء 35 ، توبه
هامش
( 16 ) ر ك : مجاز القرآن ص 11 مقدمه . ( 17 ) زمخشرى نيز در بارهء اين آيه گفته است : « ذلك الكتاب المنزل هو الكتاب الكامل » ر ك . ( 18 ) ر ك : مجاز القرآن ، ص 12 مقدمه . ( 19 ) ر ك : همان مأخذ و همان صفحه . ( 23 ) يعنى : . . . زمين را مرده بينى اگر باران بر آن فرو فرستيم ، بجنبد و بر آيد و از همهء گياهان بهجت انگيز بروياند . ( 20 ) ر ك : مأخذ سابق ص 10 مقدمه . ( 21 ) ليكن زمخشرى در اين باره گفته است ، تقدير آيه چنين بوده است : « و اذا رأوا تجارة انفضوا اليها او لهوا انفضوا اليه » كه يكى از آنها به قرينه شده است . ر ك : كشاف 4 ، 99 . ( 22 ) زمخشرى در ذيل آيهء مورد بحث ، گفته است : « فان قلت : لم قيل و لا ينفقونهما و قد ذكر شيئان . . . » جواب اينست كه به‌معنى توجه شده و نه به لفظ ، زيرا « ذهب » و « فضه » بطور كلى مجموعه‌اى هستند كه حكم يك چيز را دارند . برخى هم گفته‌اند كه ضمير به « كنوز » و يا به « اموال » بر مىگردد . رك : كشاف 2 ، 50 .