شريف رضى با فرق گذاشتن بين حاكم و حكم و بيان اين كه حدود تصرف حكم ناقص است به فقهاى اهل عراق نسبت مىدهد كه به نظر آنها حكم حق طلاق دادن ندارد و يكى از دو قول شافعى نيز همين است . « 97 »
13 - تقيه رخصت است نه عزيمت
: كسى كه وادار به اظهار كفر شود ولى او نكند تا كشته شود ، با فضيلتتر از كسى است كه كفر به زبان آورد و نجات يابد هر چند در دل ايمان داشته باشد . « 98 »
14 - شكستن كدام قسم كفارة دارد ؟
فقها قسمى را كه راجع به آينده باشد ، قسم حقوقى مىدانند و براى حنث و شكستن آن كفاره قائلند اما سوگند نسبت به كار گذشته نزد ايشان دو نوع است : لغو و غموس .
قسم لغو
، آنست كه انسان راجع به كارى كه به گمانش ، انجام نداده بگويد به خدا قسم من انجام ندادهام يا نسبت به كارى كه مىپندارد او انجام داده بگويد : به خدا سوگند انجام دادهام .
اما قسم غموس
، قسمى است كه راجع به گذشته است و دروغ هم مىباشد مثلا بگويد :
به خدا سوگند من نكردهام در حالى كه مىداند كه كرده است يا بگويد به خدا قسم من كردهام در صورتى كه مىداند او انجام نداده است كفاره چنين قسمى ، توبه و طلب مغفرت از خداوند است . « 99 »
15 - حق شفعة
: شريف رضى ضمن حديث نبوى « اذا وقعت الحدود و صرفت الطرق فلا شفعة » : مىنويسد : برخى مىگويند حق شفعه براى شريكى كه مالى درهم با ديگرى دارد ، ثابت است نه همسايه و اهل عراق گويند حق شفعه نخست براى شريك است سپس براى همسايه . « 100 »
16 - وصيت براى نوهها
: در صفحات قبل آورديم كه شريف رضى در ضمن بحث از آيه مباهله اين مسئله را مطرح كرده كه آيا نوهء دخترى همانند نوهء پسرى ، فرزند جد محسوب مىشود يا نه . ايشان باستناد آيه مباهله فرمودند كه نوهء دخترى همانند نوهء پسرى فرزند جدّ است بنا بر اين اگر وصيت شود به فرزندان فلانى ، و او نوههاى دخترى و پسرى داشته باشد ، نوه
هامش
( 97 ) همان كتاب ص 444 .
( 98 ) همان كتاب ص 195 .
( 99 ) همان كتاب ص 195 .
( 100 ) المجازات النبويه ص 385 .