تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه علامه شريف رضى ( فارسى ) — صفحة 121

مساهمون:

ص١٢١
خورشيد برگشت نماز نخوانيد تا آن غروب كند . شريف رضى پس از بحثى ادبى پيرامون حديث مزبور بى آنكه اشاره‌اى به نظر اماميه و يا نظر شخصى خود كند مىنويسد : فقها در اين مسئله اختلاف كرده‌اند ابو حنيفه گويد : پس از اداى فريضهء صبح ، جائز نيست نماز تطوع خوانده شود تا آفتاب طلوع كند . و بعد از انجام فريضهء عصر هم ، جائز نيست نمازى به جا آورده شود ، تا آفتاب غروب كند . و شافعى گويد : در هر دو وقت ، نماز نافله‌اى كه سبب دارد مثل نماز تحيت مسجد ، جائز است اما نافلهء ديگر كه ابتدائى است و سبب ندارد ، جائز نمىباشد . « 86 »

4 - سجده بر خاك

: شريف رضى در ذيل حديث : « تمسحوا بالارض فإنّها بكم برة » : به زمين مسح كنيد كه آن براى شما نيكوكار است ، و بيان دو احتمال در مورد آن : يك : مراد تيمم باشد . دو : پيشانى بر خاك نهادن بعنوان سجده ، مراد باشد مىنويسد : حديث به معناى اخير تأديبى است نه وجوبى چون سجده بر پوسته زمين هم جائز است هر چند خاك نباشد و حتى اگر حائلى ميان پيشانى و زمين باشد باز مجزى است البته ، سجده بر خاك افضل است نه متعين و روايت شده كه پيامبر ( ص ) بر حصير كوچكى كه از برگ درخت خرما تهيه فرموده بود سجده مىكرد و اين ، دليل آنست كه سجده بر خاك واجب نيست بلكه افضل و بهتر است . « 87 »

5 - انتظار در حال نماز

: يكى از حسنين عليهما السلام وارد مسجد شد و رسول خدا ( ص ) در سجده بودند ، او بر پشت پيامبر رفت و رسول اللَّه آن قدر سجده را طول داد تا فرزندش خود پائين آيد ، پس از آنكه نماز تمام شد اصحاب سؤال كردند كه سجده را آن قدر طول داديد كه ما نگران شديم آيا حادثه‌اى رخ داد يا وحى فرمود آمده بود ؟ پيامبر ( ص ) در پاسخ فرمود : « كل ذلك لم يكن و لكن ابنى هذا ارتحلنى فكرهت ان اعجله حتى يقضى حاجته » : هيچكدام نبود ، اين فرزندم از من سوارى گرفت و خوش نداشتم شتاب كنم تا او خود بازىاش را تمام كند و پائين آيد . شريف رضى پس از طرح اين حديث ، مىگويد : اين حديث مشهور است و آن ، دليل كسانى است كه منتظر ماندن امام را در ركوع وقتى صداى پائى شنيد ، جائز مىدانند تا همه به نماز جماعت برسند . و اين قول شافعى است و اهل عراق ، مكروه مىدانند . خلافى نيست كه امام جماعت پيش از آنكه نماز را شروع كند مىتواند منتظر بماند تا
هامش
( 86 ) همان كتاب ص 376 . ( 87 ) همان كتاب ص 270 .
يادنامه علامه شريف رضى ( فارسى ) — صفحة 121 | سيد ابراهيم سيد علوى