اخبار ، خبرهاى اسرائيلى كم نيست و نيز تعداد وعاظ السلاطينى كه در دوران سياه امويان و مروانيان دكان حديث فروشى دائر كرده و براى جلب رضايت حكام ستمگر اموى بر ضد على ( ع ) و به قصد خدشهدار كردن شخصيت او ، حديث جعل كردهاند ، اندك نبودهاند .
لذا مىبينيم علامه شريف رضى بهنگام تفسير آيهء قرآن هر چند كه بحث او كاملا بعد تفسيرى دارد بر اساس فقاهت مىگويد در اين جا افرادى اقدام به نقل اخبارى كردهاند كه مربوط به امير المؤمنين مىشود و آنها را بدون مناقشه و تضعيف ، كسى نقل نمىكند مگر آنكه ايمانى سست و اعتقادى متزلزل داشته باشد و سپس خود با قاطعيت بيان مىدارد كه سند آن حديث نادرست و متنش نيز آشفته است زيرا اطلاع ما در بارهء على ( ع ) و فرزندان برومندش جز طهارت و پاكى نيست .
اما سيد قطب اين دانشمند مصرى هر چند كه از بعد جامعه شناسى و تحليل مسائل اجتماعى قرآن ، در تفسيرش قلمى روان و بيانى شيوا دارد اما به سبب فقدان همين مزيت فقاهت اين گونه اخبار را با آب و تاب نقل مىكند و اين حديثهاى تار عنكبوتى را سند گفتار خويش قرار مىدهد و بى آنكه عيار آنها را از حيث صحت و سقم بسنجد و يا لا اقل اخبار ديگرى را كه در اين زمينه وارد شده بياورد به قضاوت مىپردازد . ابو جعفر ابن شهر آشوب به نقل از تفسير قطان مىنويسد « 47 » : حسن بصرى « 48 » گفت : عثمان بن مظعون « 49 » و ابو طلحه « 50 » و ابو عبيده « 51 » و معاذ بن جبل « 52 » و سهيل بن بيضا « 53 » و ابو دجانه « 54 » در خانه سعد بن وقاص « 55 » گرد
هامش
( 47 ) در كتب تراجم تحت عنوان قطّان ، چندين شخص مذكور است كه در ميان آنان فقط ابو معشر عبد الكريم بن عبد الصمد متوفاى 478 صاحب تفسير ، ياد شده است و بقيه : يحيى بن سعيد 198 ، احمد بن سنان 259 ، موسى بن عبد الرحمن 306 ، تفسير به ايشان نسبت داده نشده است . نگاه كنيد به : الأعلام 4 ، 52 ، ماده قطّان .
( 48 ) ابو الحسن حسن بصرى متوفى بسال 110 يكى از زهاد ثمانية و رئيس قدرية بوده است و به گفته ابن ابى الحديد از يارى على ( ع ) دريغ داشت و دشمن او بود مع ذلك به فضيلت و صلاح امير المؤمنين معترف بوده است . و الفضل ما شهدت به الاعداء . الكنى و الالقاب 2 ، 74 .
( 49 ) ابو السائب عثمان بن مظعون متوفى بسال دوم هجرت و نخستين مدفون در بقيع و از اولين گروه اسلام آورندگان به رسول اللَّه ( ص ) او به حبشه هجرت كرد و سپس به مكه بازگشت ابن الأثير مىنويسد : او از كسانى بود كه شراب را بر خود حرام كرد و گفت : شرابى را كه عقلم را ببرد و سبب شود كه افراد پستتر از خودم بر من بخندند ، نمىنوشم ، اسد الغابة فى معرفة الصحابة ، عز الدين ابن الأثير الجزرى ، 3 ، 598 چاپ مصر .
( 50 ) ابو طلحه زيد بن سهل انصارى ، از نقبا و از اعضاء پيمان عقبه و شاهد بدر بلكه همه مشاهد رسول اللَّه ( ص ) . پيامبر بين او و ابو عبيدة جراح مؤاخاة ايجاد كرد ، مدائنى گويد او به سال 51 در گذشت ، همان كتاب 6 ، 181 .
( 51 ) ظاهرا ابو عبيدهء جراح باشد ، يكى از عشرهء مبشره به عقيدهء اهل سنت و شاهد بدر و احد و سائر مشاهد ، او در طاعون عمواس بسال هيجده در گذشت و معاذ بن جبل بر او نماز گذارد . همان كتاب ، 6 ، 205 .
( 52 ) ابو عبد الرحمن معاذ بن جبل يكى از هفتاد تن انصارى كه در عقبه حضور رسول اللَّه رسيدند و در وقعهء بدر و احد و همه مشاهد رسول اللَّه ( ص ) حاضر بوده و پيامبر ميان او و عبد اللَّه مسعود برادرى بر قرار كرده هيجده ساله بود كه اسلام آورد و بسال هيجده هجرت در طاعون عمواس در گذشت . همان كتاب 5 ، 194 .
( 53 ) برادر سهل بن بيضا ، قديم الاسلام بوده به حبشه هجرت كرد سپس به مكه بازگشت و جزو مهاجرين به مدينه بود در بدر و ديگر مشاهد حضور داشت در سال نهم هجرت در مدينه وفات يافت و رسول اللَّه ( ص ) بر او نماز گذارد ، همان كتاب 2 ، 487 .
( 54 ) صحابى انصارى ، مردى شجاع و دلاور بوده و از مدافعان سر سخت اسلام به حساب مىآيد به قولى در سال يازده هجرت در فتنهء مسيلمه كذّاب به قتل رسيده است ، الكنى و الالقاب 1 ، 62 .
( 55 ) از متخلفين از بيعت امير المؤمنين ، مردى جاه طلب و خواهان حكومت براى خويشتن بوده است ، او به زعم اهل سنت از عشره مبشره است نگاه كنيد به : همان كتاب 1 ، 296 و الاعلام ، 3 ، 87 .