تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه علامه شريف رضى ( فارسى ) — صفحة 106

مساهمون:

ص١٠٦
ندارد پس در مرتبه و درجهء نخست است هر چند كه در كنار نعمت او و به طفيل عطاى او نعمت ديگران هم وجود دارد . و از چيزهائى كه از قاضى القضاة ابو الحسن عبد الجبار بن احمد آموختم موقعى كه قسمت‌هاى نخست كتاب معروف او بنام « شرح الاصول الخمسة » را نزد وى مىخواندم ، همين مسئله است . « 32 » مورد چهارم در ضمن بحث از حديث بيست و هفتم از مجموعهء احاديثى است كه در المجازات پيرامون آنها بحث و بررسى فرموده . حديث چنين است : « ترون ربكم يوم القيمة كما ترون القمر ليلة البدر لا تضامون في رؤيته » . از آن جائى كه حديث مسئله رؤيت خداوند را در روز قيامت مطرح مىكند ، سيد شريف رضى ( ره ) پس از افادات ارزنده راجع به ضعف سند حديث و بررسى مضمون آن سرانجام مىگويد : از جملهء مطالبى كه از قاضى القضاة ابو الحسن عبد الجبار بن احمد استفاده كردم آن گاه كه درسمان در علم الكلام به بحث رؤيت رسيده بود ، همين است كه او گفت : از شرائط پذيرش خبر واحد ، آنست كه راوى آن عادل باشد و راوى اين حديث قيس ابن ابى حازم است « 33 » از جرير بن عبد اللَّه بجلى « 34 » و او از امير المؤمنين على ( ع ) منحرف بوده و گويند از گروه خوارج بوده است . « 35 » چهارمين شخصى كه شريف رضى نزد او تلمذ كرده و در كلمات خود سيد از او بعنوان استاد فقه ياد شده قاضى ابو محمد عبد اللَّه بن محمد اسدى اكفانى « 36 » معروف به ابن الأكفانى است .
هامش
( 32 ) المجازات النبوية ، 362 . ( 33 ) او ظاهرا از تابعين بوده و رسول اللَّه صلى اللَّه عليه و آله را رؤيت نكرده است ، ابن جحر مىنويسد : برخى بر مذهب او تاخته مىگويند سخنان ناشناخته‌اى مىگفته است و گويند او با على بن ابي طالب عليه السلام بد بوده و مشهور آنست كه او عثمان را مقدّم مىداشته لذا بسيارى از قدماى كوفيان از روايت‌هاى او اجتناب مىكردند . تهذيب التهذيب ، ابن حجر عسقلانى ، 8 ، 388 چاپ هند . ( 34 ) ابن سعد مىگويد : او بسال رحلت پيامبر ( ص ) مسلمان شد و در كوفه سكونت داشت و ابن البرقى مىگويد : او از كوفه به قرقيسيا انتقال يافت و مىگفت : در شهرى كه عثمان را ناسزا مىگويند نمىمانم . نگاه كنيد به همان كتاب 2 ، 73 . ( 35 ) المجازات النبوية 48 . ( 36 ) قاضى ابو محمد عبد اللَّه بن محمد اسدى معروف به ابن الاكفانى متولد 316 متوفى 405 كه : در سال 396 پست قضاوت كل بغداد به او محوّل شد . تاريخ بغداد 10 ، 142 .
يادنامه علامه شريف رضى ( فارسى ) — صفحة 106 | سيد ابراهيم سيد علوى