چه عقل و فرشته از يك حقيقتاند .
و اگر طبع بر او غلبه كند ، اگر اين غلبه از جهت شهوت باشد بهيمه گردد بى صفت و در سِلك چرندگان انخراط يابد « 1 » ، چه شهوت مايهء بهيميّت است ، و اگر از جهت غضب باشد سَبُعى گردد به صفت و در شمار دَدان درآيد ، چه غضب معنى سَبُعيّت است . و اگر از جهت مكر و حيله و دروغ و فريبندگى باشد شيطانى گردد از شياطين انس ، چه حقيقت شيطان با اين معناها متّحد است .
و نفس را از جهت مغلوبيّت در تحتِ فرمان حُكّام پنجگانه چهار مرتبه است :
اگر خويش را به كردار زشت و گفتار ناشايسته امر كند آن را نفسِ امّاره گويند .
و اگر از اين يك گام فراتر نهاده خود را بر ارتكاب منهيّات و اقدام بر معاصى ملامت كند آن را نفس لوّامه گويند .
و اگر از اين قدمى پيشتر گذاتشه به سود و زيان خويش بينا شده باشد تا به حدّى كه خود را بر خيرات دارد و همواره بر لوح ضمير نقشهايى پسنديده نگارد آن را « نفس مُلهَمه » خوانند .
و اگر از اين مرتبه هم ترقّى كرده از حيرت و انقلاب برآمده با عقل آرام گرفته باشد و به سر منزل اطمينان رسيده آن را نفس مطمئنّه گويند .
و بايد دانست كه پيوسته در درون آدمى اين حكّام را با يكديگر كارزار است و هر يك را از ديگرى كارزار ، و همواره در برابر صفوف فرشتگان صنوف شياطين ايستاده ، ميان لشكر خير و سَداد « 2 » ، و جنود شرّ و فساد جنگ و جهاد مىباشد تا حلول اجَل و انتهاى امل .
هامش
( 1 ) - انخراط : پيوستن ، متصل شدن ، به جرگه درآمدن .
( 2 ) - سداد - به فتح سين - : راستى ، درستى .