« باب پنجم » « در شناخت « 1 » عُرف »
عُرف دستورى است كه عامّهء مردمان در ميان خود وضع كرده باشند ، و بر خود لازم و واجب ساخته كه به آن عمل نمايند و مخالفت آن را قبيح شمرند ، هرچند عمل به آن ، ناملايم طبع و دشوار باشد هر يك در مخالفت آن از سرزنش ديگرى انديشد .
و اين دستور مختلف مىباشد به اختلاف ازمنه و بلاد و طوايف ، گاه موافق عقل و شرع و طبع مىباشد و گاه نه ، گاه مقبول مردم فهميده مىباشد و گاه نه ، آنچه موافق آن سه و مقبول اين فرقه نباشد التزام آن حماقت است مگر آنكه از باب تقيّه و خوفِ ضرر باشد .
و عُرف اگر مشتمل بر غلبه و استيلا باشد آن را سلطنت خوانند . و هر اجتماعى را ناچار است از سلطنتى ، تا جمعيّت ايشان نظام گيرد ، و اسباب تعيّش ايشان انتظام پذيرد .
و «
فرق ميان شرع و سلطنت
» آن است كه :
سلطنت ، اصلاح جمعيّت نفوس جزئيّه و نظام اسبابِ معيشت ايشان مىكند تا در دنيا باشد و بس . و آن از نفوس جزئيّه صادر مىشود كه خطا بر ايشان رواست .
هامش
( 1 ) - الف : « شناختن » .