پس آنچه را ملايم شمرد سعى كند در نزديك كردن آن به خود ، و خواستن آن را شهوت گويند ، و آنچه را منافى داند ، سعى كند در دور كردن آن از خود و نخواستن آن را غَضَب خوانند .
پس اگر ارتكاب آن امر خلاف مقتضاى عقل و شرع باشد از راه وسوسهء شيطان ، به وَهم و خيال مدد جويد يا به مكر و حيله و تكبّر و عداوت متوسّل شود ، تا بر عقل و شرع و صاحبش را از فرمان ايشان بيرون آورد .
شيطان اگرچه بر ايشان « 1 » بى استقلال حكم نمىتواند كرد - تا او را يكى از حكّام بايد شمرد - ليكن به اغوا ، ملايم را در نظر هوا ناملايم وناملايم را ملايم مىنمايد ، و هوا حكم مىكند .
« باب چهارم » « در شناخت « 2 » عادت »
عادت قوّتى است كه بر مىانگيزاند آدمى را بر كردنِ امرى كه ملايم عمل با هواى او شده باشد به تكرار و مؤانست بعد از آن كه ملايم نبوده باشد . يا ملايمت او زياده شده باشد بعداز آنكه كمتر بوده باشد ، خواه آن امر موافق مقتضاى عمل يا شرع باشد يا نه ، مقبول خردمندان باشد يا نه ، سودمند باشد يا نه ، پيروى او آن را قوّت مىدهد و زياده مىگرداند و ترك او آن را ضعيف و كم مىكند تا به حدّى كه بر طرف شود و زايل گردد .
هامش
( 1 ) - اصل و الف : « انسان » .
( 2 ) - الف : « شناختن » .