بعضى با اشتباه ، و از شناختن بعضى از نعمتهاى احكم الحاكمين . كه مُمِدّ است او را در اين أمر و معين ، و از شناختنِ چگونگى پناه جستن به او جلّ جلالُه .
پس اين رساله در بيان اين أمور نوشته شد و بر دوازده باب مرتّب گرديد به ترتيبى كه مذكور شد .
« باب اوّل » « در شناخت عقل »
عقل بر دو گونه است : يكى طبيعى ، كه آدمى با خود آورده [ است ] از اصل آفرينش ، و آن قوّتى است در او كه به آن در تواند يافت چيزهايى را كه بىآن نتوان رسيد مگر به انديشهها و تدبيرها كه به كار بَرَد در آموختن پيشهها ، و به اين قوّت ، آدمى از ساير حيوانات ممتاز است .
دوم مكتسب ، كه به كسب حاصل شود ، و آن قوّتى است در آدمى كه به آن تميز تواند كرد ميان كارهايى كه در آخرت به او نفع رساند يا ضرر داشته باشد .
پس كارهاى سودمند اخروى را بجاى آورد واگرچه به دنياى او ضرر كند ، و كارهاى زيان رساننده در آخرت را ترك كند و اگرچه به دنياى او نفع رساند ، و اين قوّت نزديك به زمان بلوغ بهم مىرسد ، و روز به روز محكم مىشود به مدد دانشهاى راست و كردارهاى درست كه به دستيارى عقل طبيعى اندوخته و مىاندوزد ، و فرشتگان او را در باطن راهنمايى و امداد مىكنند .
و اين هر دو عقل در مردمان به تفاوت مىباشد ، بعضى را كاملتر دادهاند و بعضى را ناقصتر ، و به قدر كمال و نقص آن تكليف كردهاند ، و به اندازهء آن حساب خواهند جُست .