كرده بود كه در دنيا نيز با اهل جنان صحبت مىداشت ، چنان كه خود فرمودهاند :
« صَحِبُوا الدُّنْيا بِأَبْدانٍ أَرْواحُها مُعَلَّقَةٌ بِالمحَلِّ الْأَعْلى « 1 » » . يعنى : « بدنهاى ايشان در دنيا و ارواحشان در محلّ اعلاست » .
بيهوشانِ شراب دنيا چون با چنين كسى انس توانند داشت يا « 2 » به جانب او رغبت نمود ؟ ! ، چه ابناى دنيا و ابناى آخرت ضدّ يكديگرند به غايت ، همچنانكه دنيا و آخرت ، و گفتهاند : « الجِنسُ مَعَ الجِنسِ إلى الجِنسِ يَمِيلُ » ، يعنى : هر جنس با جنس خود به سوى جنس خود مايل مىشود « 3 »
ذرّهاى كاندر همه ارض و سماست * جنس خودرا همچوكاه و كهرباست
* * *
ناريان مر ناريان را جاذبند * نوريان مر نوريان را طالبند
* * *
اهل باطل باطلان را مىكشند * اهل حقّ از اهل حقّ هم سرخوشند
* * *
طيّبات آمد ز بهر طيّبين * الْخَبِيثاتُ لِلْخَبِيثِينَ است اين
و همچنين حال ساير اهل بيت و زيركان شيعهء حقيقى ايشان كه به بعضى از حقايق و حِكَم عارف و بر طايفهاى از علوم و معارف ايشان واقفند ، با مخالفان و منكران چه همين مُباينت فطرى و نكارت جِبِلّى باعث شده بر آنكه از آن زمان باز تا امروز همواره ابناى روزگار كار به تخصيص اهل عمامه و دستار كه
هامش
( 1 ) - نهج البلاغه : قصار 147 . بحار : 1 / 194 . و توضيح آن در ابتداى رسالهء شرح صدرگذشت .
( 2 ) - الف : « تا » .
( 3 ) - ب : « باشد » .