تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعة رسائل ( فارسى ) — صفحة رفع الفتنه 14

مساهمون:

صرفع الفتنه ١٤
اين شرف و سعادت نى
« يُضِلُّ بِهِ كَثِيراً وَ يَهْدِي بِهِ كَثِيراً
« 1 »
»
. و لهذا اهلش از « 2 » نااهل مصون مىدارد و چون دُرّ مكنون در صدف سينه مخزون .
نهفته معنى نازك بسى است در خط يار * تو فهم آن نكنىاى رقيب مىدانم « 3 »
حضرت امام زين العابدين - عليه السّلام - مىفرموده :
إِنِّي لَأَكْتُمُ مِنْ عِلْمي جَواهِرَهُ * كَيْلا يَرَى الحَقَّ ذُو جَهْلٍ فَيَفْتَتِنا
يعنى : البتّه بايد كه [ من ] پنهان داشته باشم از جملهء علم خود جواهر آن را تا آنكه نبيند حقّ را جاهلِ كم فهم پس در فتنه افتد » ، با بيتى چند از اين مقوله كه اين رساله گُنجايى ذكر آن ندارد « 4 » ، و حضرت اميرالمؤمنين عليه السّلام اشاره به سينهء مقدّس خودكرده فرمودند : « إِنَّ ههُنا لَعِلْماً جَمّاً لَو أَصَبْتُ لَهُ حَمَلَةً » يعنى : « در اينجا علم بسيارى هست ، كاش جماعتى مىيافتمى كه آن را بر توانند داشت تا با ايشان گفتمى » . پس بعد از سخنى چند در وصف آن جماعت مىفرمايد : « آه آه شَوقاً إلى رُؤْيَتِهِم « 5 » » يعنى : آه آه ، چه مشتاقم به ديدن آن جماعت [ كه اين علم را عمل توانند نمود ] .
مردى بايد بلند همّت مردى * زين تجربه ديده‌اى خِرَد پروردى
كو را ز تجرّد اندرين عالَم خاك * بر دامن همّت ننشيند گردى « 6 »
هامش
( 1 ) - البقرة : 26 . : « گمراه مىكند به آن ، بسيارى را و هدايت مىكند بسيارى را » . ( 2 ) - در يك نسخه : « و لهذا اهلش آن را از » . ( 3 ) - ب : « من دانم » . ( 4 ) - تمام ابيات با ترجمه در ابتداى رسالهء « شرح صدر » مؤلّف رحمه الله گذشت . ( 5 ) - نهج البلاغه ، كلمات قصار 147 . ( 6 ) - ديوان بابا افضل كاشانى ، و توضيح آن در رسالهء شرح صدر گذشت .