تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعة رسائل ( فارسى ) — صفحة رفع الفتنه 18

مساهمون:

صرفع الفتنه ١٨
دانشمندان دنيا و علماى عوامند در هر زمانى چنانچه شيوه و شِيمهء « 1 » ايشان است كه به مِقراض اغراض پيوسته ملابس اعراض يكديگر را عرضهء تخريق و تمزيق « 2 » سازند ، علماى ربّانى را انكار مىكنند ، و عارفان حقايق و حِكَم را نكوهش مىنمايند ، چه علمى چند مشكل از آثار انبيا و رموز اولياء بر صفحهء روزگار مانده كه دست فهم هركس به دامن ادراك آن نمىرسد ، و به غير از زيركان هوشمند از ابناى آخرت كه به حُسن متابعتِ شريعت و پيروى طريقت اين راه را سپرده به پايمردى رفيق توفيق بعد از رياضتهاى بيشمار و علوم بسيار كه حاصل كرده سمند تيزكام فكرت را در اين ميدان توانند دوانيد ، ديگرى را مجال آن نمىباشد . هر آينه جمعى از علماى دنيا كه پيشوايى عوام در دماغ ايشان جايگير مىبوده و مىباشد تيغ زبان طعن و تشنيع بر ايشان مىكشيده و مىكشند ، و علماى ربّانيّين را كه گوى سبقت در ميدان دوران از اشباه واقران خود به فنون علم و عمل ربوده‌اند به زندقه و عيب موسوم مىگردانيده و مىگردانند .
گر نه معيوب بد اختر عيب گويد چون كند * چون به غير ازعيب چيزى ديگرش در جيب نيست
و غرضشان آن است كه شايد بدين وسيله در ميان عامه سربلند و نمايان گردند و سبب ظهور و شهرت ايشان شود .
رگ رگ است اين آب شيرين و آب شور * در خلايق مىرود تا نَفْخ صور
و بالجمله علما سه طايفه‌اند . يكى آنانند كه علم ظاهر دانند و بس ، و ايشان
هامش
( 1 ) - شيمه - بكسر شين - : خوى ، طبيعت ، عادت . ( 2 ) - مراد رسوا كردن و بدنام نمودن است . و در كتب لغت به معنى تكّه تكّه كردن وشكافتن است .