نمىدانند .
و نيز در حديث وارد شده : « الأَرْواحُ جُنُودٌ مُجَنَدَّةٌ ، ما تَعارفَ مِنها ائْتَلَفَ وَ ما تَناكَر مِنها اختَلَفَ « 1 » » ، يعنى : « روحها در عالم بالا طوايف مختلفه آفريده شدهاند جمعى از ايشان كه در آن عالم با يكديگر آشنا بودهاند در اين عالم نيز با هم الفت مىدارند و فرقهاى كه در آنجا از يكديگر بيگانگى داشتهاند اينجا نيز بيگانگى مىسپارند .
آن كس كه ز شهر آشنايى است « 2 » * داند كه متاع ما كجايى است
و اين مبانيت در حقيقت و بطلان و اختلاف جنسيّت در متفرّعات آن اعظم سببى بود از اسباب آنكه اكثر اين امّت بعد از پيغمبر - صلّى اللَّه عليه وآله [ و سلّم ] - به مدعيّان خلافت به غير حقّ گرويدند و به جانب اجانب متغلّبه « 3 » ميل كردند و حضرت اميرالمؤمنين و ساير اهل بيت - عليهم السّلام - را فرو گذاشتند با آنكه قدر ايشان را شناخته و فضل ايشان را دانسته بودند و بطلان آن جماعت را پى برده ، چه اكثر از جنس آن جماعت بودند و با ايشان در سليقه و جِبلّت موافق و دراطوار و اهواء مطابق . و خصوصاً محبّت دنيا در نهاد اكثر مردم سرشته شده ، كم كسى است كه از آن خالى باشد وتحصيل دنيا جز به متابعت آن قوم ميسّر نبود .
و آنچه در سينهء مطهّر حضرت اميرالمؤمنين - عليه السّلام - بود از علم و حكمت و معرفتِ اسرار به حيثيّتى دل آن حضرت « 4 » را از دنيا به آخرت صرف
هامش
( 1 ) - كتاب من لا يحضره الفقيه : 4 / 380 / 5818 . از رسولخدا صلى الله عليه و آله .
( 2 ) - در جاى ديگر اين گونه نقل است : « ز كوى آشنايى است » .
( 3 ) - با غين و كسر لام مشدّد : غلبه كننده ، چيره و زبردست . و : با قاف و كسر لام مشدّد - همچنانكه در نسخهاى آمده - به معنى كسى است كه در كارى دغلى و نادرستى كند .
( 4 ) - ب : اميرالمؤمنين صلوات اللَّه عليه .