تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعة رسائل ( فارسى ) — صفحة رفع الفتنه 20

مساهمون:

صرفع الفتنه ٢٠
خلايقند ، چه يكى از ايشان شرق و غرب عالم را فرا تواند رسيد و قطب وقت خويش تواند بود ، و ايشانند كه چون در صدد راهبرى و پيشوايى درآيند محلّ طعنِ اهلِ ظاهر مىگردند مىگردند و از ايشان آزارها مىكشند و نزد ايشان به كفر و زندقه موسوم مىشوند ، چرا كه در اين هنگام ايشان را نزد عامّه جاه و عزّتى رو مىدهد ، و علماى دنيا كه ابناء دنيايند نمىتوانند ديد كه دنيا كه معشوق ايشان است با ديگرى باشد . و اينكه حَسَد در اهل علم بيشتر مىباشد از اهل ساير حِرَف و صناعات چند وجه دارد : از آن جمله آنكه علم غذاى طيّبِ روح است ؛ و همچنانكه غذاى طيّبِ جسم تقويمِ بدن اصحّا مىكند نه مريض ، چه بيمار از اغذيهء طيّبه متضرّر مىشود ، و بسا باشد كه باعث هلاك او شود ، همچنين غذاى طيّب روحانى كه علم است تقويم ارواح طيّبهء صحيحه مىكند نه خبيثهء مريضه ، پس طالبِ علم [ مى ] بايد كه اوّلًا ذات خود را از امراض روحانى و هواجس نفسانى « 1 » تنقيه كند بعد از آن متعرّض تحصيل علم شود ، و اين قوم اكثر در اوان جهالت و خُبث سَريرت كه نفوس ايشان مبتلا مىباشد به انواع امراض نفسانى و اخلاق شيطانى ، بى تنقيهء سر وتهذيبِ نفس مشغول به تناول غذاى طيّب روح كه عبارت است از علم مىشوند هر آينه به تراكم آن امراض مبتلا مىباشند .
شست و شويى كن و آنگه به خرابات خرام * تا نگردد ز تو اين ديرِ خراب آلوده
ديگرآنكه بيشتر آنان كه دعوى علم و دانش مىكنند از فضيلت علم عاريند ، بلكه اقتصار بر تعلّم اصطلاحات اين قوم نموده‌اند و سخن ايشان را به تقليد حفظ كرده نه از روى بصيرت و در نفس الأمر جهّالند ، و نزد عوام و جُهّال علما .
هامش
( 1 ) - آرزوهاى نفسانى .
مجموعة رسائل ( فارسى ) — صفحة رفع الفتنه 20 | بهراد جعفرى / الفيض الكاشاني