سكراتِ موت است و فشار قبر - أعاذَ نَا اللَّهُ و إِيّاكم مِنْهُما - چه هفتاد راه روزى است ، و مىتواند بود كه تهديد نموده باشد [ او را ] به « 1 » ، كلمهء
« خُذُوهُ فَغُلُّوهُ * ثُمَّ الْجَحِيمَ صَلُّوهُ * ثُمَّ فِي سِلْسِلَةٍ ذَرْعُها سَبْعُونَ ذِراعاً فَاسْلُكُوهُ »
« 2 » .
يعنى : اى فرزند ! چون وصيّت مرا قبول نكنى و بجا نياورى در روز محشر و عرض اكبر داخل آن جماعت خواهى بود كه خداى تعالى « 3 » امر به ملائكه خواهد فرمود كه بگيريد او را ، پس بند كنيد به غل و زنجير هفتاد ذرع و بكشيد .
پس اگر سر از اطاعت شرع شريف بپيچى و پاى از اين جادّه بيرون نهى تو را چون دزدان در غل و زنجير خواهند كشيد و سر زنجير به دست ملائكه غِلاظ و شِداد خواهد بود ، نه طاقت عذاب دارى و نه تاب شكنجه و نه راه گريز و نه جاى ستيزه .
ياد كن روز رستخيز را كه راهى به سوى عاقبت و خير مىرود و راهى به سوى هاويه « 4 » و نارِ سَقَر ، اكنون عاجز و سرگردان خواهى بود .
[ و ] مىتواند بود كه معنى اين « 5 » باشد كهاى فرزند ! توسنِ نفسِ امّاره را به هفتاد ميخ آهنى در بند [ كن ] و لجام تقوى و پرهيزگارى بر سر او كن و او را به
هامش
( 1 ) - الف : « ورابه » .
( 2 ) - الحاقّة : 30 - 32 . : « [ ندا آيد : ] او را بگيريد و در بندش كنيد * سپس به دوزخش درآريد * سپس در زنجيرى كه درازى آن هفتاد گز باشد درآريدش » .
( 3 ) - الف : « حقّ تعالى » .
( 4 ) - هاويه نام ديگر دوزخ مىباشد كه ذكر آن در آيهء 9 از سورهء « القارعة » به ميان آمده است . و « سَقَر » آتشى است كه گوشت و پوست و رگ و پى و استخوان را بر هيچ فرد دوزخى باقى نگذارد ، بلكه همه را بسوزاند ، و رها نكند تا دگربار نسوزاند . يا : نه كسى را زنده بگذارد و نه او را مرده رها كند . و ذكر « سَقَر » در آيهء 26 به بعد از سورهء مدّثّر به ميان رفته است .
( 5 ) - الف : « اين معنى » .