مراد هوا و هوس مگذار تا از صراط مستقيم تو را به سوى جحيم نبرد كه سبب تزلزل قدمهاست .
و احمدِ تو كه حضرت رسول است گويد « 1 » اعراض چون بر كسى مستولى شود بر خود بلرزد و متزلزل بشود « 2 » بنابراين معنى « كاف » حرف خطاب است نه كاف تصغير .
« احمدك جان پدر »
اى عزيز بدان كه بسيارى « 3 » محبّت كه پدر را نسبت به فرزند مىباشد در نصيحت تأكيد كرد و مبالغه [ مى ] نمود [ و ] گفت :
« تيشه [ يى ] بردار و تبر »
يعنى : اى فرزند تا وقت باقى است فرصت غنيمت شمار و سر از خواب غفلت بردار و در طاعت و عبادتِ پروردگار تقصير جايز مدار كه صلاح مؤمن « 4 » در آن است و سرمايهء ايمان است ، يعنى با تيشه و تبرِ طاعت و عبادت و دعاهاى با اثر ، زورِ نفس امّاره را زبون ساز . « 5 »
[ و ] مىتواند بود كه معنى چنين باشد كهاى فرزند ! دست تولّا در دامن حضرات ائمّهء هدى زده از دشمنان ايشان تبرّا كن زيرا كه [ تولّا ] بى تبرّا درست
هامش
( 1 ) - اصل : « گويند » .
( 2 ) - اصل : « مىلرزد و تزلزل مىشود » .
( 3 ) - اصل : « بسيار » .
( 4 ) - اصل : « مؤمنان » .
( 5 ) - اصل : « سازد » .