تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعة رسائل ( فارسى ) — صفحة اتتل توته تتل 11

مساهمون:

صاتتل توته تتل ١١
مىگويم تو را ياد بگير و بدان « 1 » عمل نما [ يى ] . و مىتواند بود كه « اتَتَل » متكلّم وحده باشد ، يعنى تلاوت مىكنم [ من ] از براى تو چيزى را كه چون بخوانى [ و بدانى ] تو را اصول خمسهء دين حاصل شود . و در بعضى نسخه [ ها ] آمده است « 2 » كه : يا تَتَل تُوتهِ تَتَل . يعنى امثله‌اى كه از براى تو آوردم بشنو [ و ] مانند دُرّ شاهوار در گوش و جان « 3 » كش تا از شهد و شير و شكر [ بهشت ] بهره يا بى . اى پسر ! مانند گوسفند غافل مباش و در مرغزار دنيا به خوردن و خفتن مشغول مباش كه گرگ اجل در كمين [ است ، و ] بقرهء تن را مستعدّ رياضت ساخته از پرستيدن او دست بدار كه سبب فساد دين [ است ] ، و مانند شترِ مست انديشه از بار گران مكن « 4 » تا به منزل صابرين و وطن و مراحل سالكين آيى و از راه بعيد بيگانگى « 5 » به ميقاتِ تحيّاتِ آشنايى در آيى و در آنجا خلع ثيابِ خودبينى نمود [ ه ] و در آب چشمهء زمزم معرفت غسل نمايى . و مردانه در وادى تجرّد و يكتايى مُحرِم شوى ، و رو [ ى ] به جانب كعبهء مقصود كرده به تقليد و اشعار [ و ] عجز و نياز [ و ] به سعى تمام از اخلاص به راه صفا و صدق قربان نمايى ، و در زمرهء سروران درآيى و از نعيم جاودان بهره يا بى كه :
إِنَّ الْأَبْرارَ لَفِي نَعِيمٍ .
« 6 »
يك جان چه بود نثار جانان كردن * در هر قدمى هزار جان بايستى
هامش
( 1 ) - الف : « آنچه سومى گويم يادگير و بر آن » . ( 2 ) - در بعضى نسخ مذكور است . ( 3 ) - اصل : گوش و جان . ( 4 ) - اصل : « انديشه از بار گران كن » . ( 5 ) - الف : « يگانگى » . ( 6 ) - الانفطار : 13 . : « هرآينه نيكان در بهشتِ پُر نعمت‌اند » .