تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعة رسائل ( فارسى ) — صفحة الإنصاف 16

مساهمون:

صالإنصاف ١٦
يَحُومَ حَوْلَهُ كُلُّ سائِرٍ « 1 »
شرح مجموعهء گل مرغ سحر داند و بس * كه نه هر كو ورقى خواند معانى دانست « 2 »
* * *
نه هر كه چهره برافروخت دلبرى داند * نه هر كه آينه سازد سِكندرى داند
هزار نكتهء باريكتر ز مو اينجاست * نه هر كه سر بتراشد قلندرى داند « 3 »
اين سخن كه مذكور شد با متفلسفه و متصوّفه و پيروان ايشان است . و امّا مجادلان متكلّمين و متعسّفان « 4 » مِن عنديّين ، فَهُمْ ، كَما قِيلَ : « جمعى افسار تقليد از سر بيرون انداخته فطرت اصلى را سرنگون ساخته‌اند ، به ظواهر نبوّت و توابع آن قانع نباشند و از خود سخن چند بيهوده تراشند ، نه طبعشان گذارد كه با سر تقليد روند ، و نه توفيقشان باشد كه بوى تحقيق شنوند « 5 » ،
مُذَبْذَبِينَ بَيْنَ ذلِكَ لا إِلى هؤُلاءِ وَ لا إِلى هؤُلاءِ
« 6 »
» .
از بهر فساد و جنگ جمعى مردم * كردند به كوى گمرهى خود را گم
در مدرسه هر علم كه آموخته‌اند * في القَبرِ يَضُرُّهُم وَلا يَنفَعُهُم
هامش
( 1 ) - : « آرى ، براستى كه بلنداى معرفت رفيع‌تر از آن است كه جولانگه هر طائرى باشد ، و سراپردهء بصيرت محجوبتر است از آنكه محلّ پلكيدن هر كسى باشد » . ( 2 ) و 3 - ديوان حافظ . ( 3 ) - ( 4 ) - منحرفان . ( 5 ) - اين جمله يعنى از « جمعى افسار تقليد - تا آخر آيهء شريفه » در رسالهء راه صواب و غير آن نيز آمده ، ولى براى ما مشخّص نشد كه قائل آن كيست . ( 6 ) - نساء : 143 . : « ميان اين و آن سرگردانند ، نه با اينان‌اند و نه با آنان » .