بنابر اين چون گامى پيش مىنهاد گام ديگرش « 1 » پس مىكشيد تا بعد از كشاكش بسيار متوجّه آن جناب شده حضرتش را زياده از آن ديد كه مىشنيد ، چه بىشائبهء تكلّف و تصلّف « 2 » ، مجمع فضايل خسروى و مظهر كمالات صورى و معنوى است ، مكارم اخلاق مَلَكى با پايهء قدر « 3 » مُلكى در ساحت ذاتش دست ايتلاف به هم داده و محاسن جمال صورت با لطايف كمال سيرت در مقام موافقت آمده .
اگر ديگران كاصلشان آدميست * همه مردمند او همه مردميست « 4 »
بعد از آنكه شرف ملاقات رو [ ى ] داد [ و ] به نظر التفات توجّهات فرمودند و نوازشها نمودند و از عنايات و تكريمات زياده از آنچه متصوّر بود به فعل آوردند . و چون يك دو صحبت اتّفاق افتاد چنان يافت كه خاطر اقدس متوجّه تشييد « 5 » مبانى دين قويم و ترسيم مراسم شرع مستقيم و اقامت صلوات و ترويج جمعه و جماعات است ، تا شايد بدين وسيله به حكم :
« إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ
« 6 »
»
بعضى از افعال ناشايسته كه اصحاب طبايع به آن مايل و راغب مىباشند مهجور و متروك گردد .
امّا چون مقرّر است كه هركس [ كه ] در دهى يا شهرى به صنعتى يا حرفتى
هامش
( 1 ) - الف و ب : « گامى ديگر » .
( 2 ) - تملّق گوئى و لاف زدن .
( 3 ) - الف : « قرر » .
( 4 ) - نظامى گنجوى . شرفنامه . و متن مطابق مصدر كتابت شد .
( 5 ) - برپاسازى ، تأسيس .
( 6 ) - العنكبوت : 45 . : « همانا نماز است كه از هر كار زشت و منكر باز مىدارد » .