تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعة رسائل ( فارسى ) — صفحة شرح صدر 38

مساهمون:

صشرح صدر ٣٨
كه مؤمن با هر يك از كاينات كه در مراتب عوالم و حضرات عقد مقابله و مماثله « 1 » بسته باشد در اين جمعيّت آبادِ نشئهء انسانى بدان عهد وفا فرمايد و به مقتضاى هر يك قيام نمايد تا امتثال فرمودهء قرآن همگى نموده باشد .
عهد [ ها ] دارى دلا با خاك كوش * در وفا خالى مكن از حلقه كوش
و اين معنى جز به اختلاط با اهل زمان و مُقاسات حوادث دوران صورت نبندد ، بلى در ابتداى حال كه انسان از تفرقهء بيرونى روى به جمعيّت خانهء درون نياورده باشد و در عالم هواى نفسانى از كارخانهء بود و نمود خود بىخبر مىگردد ضرورت باشد كه به مقتضاى فرمودهء « مِنْ حُسْنِ إِسْلامِ الْمَرْءِ تَرْكُهُ ما لا يَعنيِهِ « 2 » » شاهراه جادّهء « تَرك » سپرد ، و به حكم [ مؤدّاى ] « نَجى الْمُخَفُّونَ » « 3 » به سر منزل تجريد « 4 » گذار كند . و ليكن چون به مقام فتوّت و مردى رسيده باشد بايد كه در بازار آميزش و اختلاط پاى سرش به سنگ حادثه برآيد و هر دم نايبه‌اى از نوايبِ گوناگونِ دَهر بر سرش درآيد .
هزار نكتهء باريكتر ز مو اينجاست * نه هر كه سر بتراشد قلندرى داند
هامش
( 1 ) - شباهت خويشاوندى . ( 2 ) - بحار : 1 / 216 / 28 . : « از رفتارهاى نيكوى فرد مسلمان ، دورى از امور باطل و بى معنى است » . و در امالى شيخ مفيد رحمه الله ( مجلس 4 ، ح 9 ) : « تركه الكلام فيما لا يعنيه - إلخ » . ( 3 ) - كتاب من لا يحضره الفقيه : ج 4 ص 365 ، از رسولخدا صلى الله عليه و آله . يعنى : « سبكباران نجات يافتند » و پدر علّامهء مجلسى - رحمهما اللَّه - در شرح آن گويد : « سبكبار كسى است كه در خوراك و نوشيدنى و جاه و ديگر امور دنيائىاش هر چند از حلال ، سبك مىگيرد ، زيرا در حلال دنيا حساب است و در حرام آن عِقاب و مجازات » . ( 4 ) - كناره گيرى و تنهائى .
مجموعة رسائل ( فارسى ) — صفحة شرح صدر 38 | بهراد جعفرى / الفيض الكاشاني