حجاب از رخسار مخدّرات گشود « 1 » ، با آنكه آب حيات از جويبار لطافتش نمىبود آتش اضطراب « 2 » در نهاد اين خاكسار افكند ، [ و ] دوست ديرينهء درد كه ساكن خرابهء دل سوختگان مىباشد سر از جيب ملامت برآورده آغاز عتاب نهاد كه با وجود استجماع اسباب عزّت از گنجِ قناعت و كُنجِ فراغت و كنج آزادگى و طهارت اذيال اعمال « 3 » و حوايت « 4 » فنون علم و احوال در سنّ شيخوخت ، همّتى كه در اوايل احوال سر آرزو به نعيم كونين فرو نياوردى چه دست داد [ ه ] كه پايمال كشاكش حدثان بدين گونه شود ؟ ! .
با وجود خاكسارى شرم باد از همّتت * گر به آبِ چشمهء خورشيد دامنتر كنى « 5 »
در اين بود كه باز حاكم و فرمانرواى عقل درآمد و از مؤدّاى نصّ فرمودهء :
« يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَوْفُوا بِالْعُقُودِ
« 6 »
»
نكتهاى آشكار كرد كه به نسيم لطفش اشواك « 7 » [ اين شكوك ] و امثال اين شبهات از پيش راه دور شود . ملخّص تحقيقش آنكه رابطهء روان بخش ايمان به شرع مطهّر محمدى صلى الله عليه و آله وقتى صورت استحكام پذيرد
هامش
( 1 ) - يعنى مطالب مبهم بر من روش و آشكار گرديد .
( 2 ) - الف و ب : « اضطرار » .
( 3 ) - يعنى كارهاى پست و كوچك . و اذيال - به فتح همزه - : دامنها ، جمع ذيل . و اذيال النّاس : مردم عقب مانده و از پى رونده .
( 4 ) - مالك شدن . ( اقراب الموارد )
( 5 ) - در ديوان حافظ اين گونه نقل شده است :« گرچه گرد آلود فقرم شرم باد از همّتم * گر به آب چشمهء خورشيد دامنتر كنم »( 6 ) - المائدة : 1 . : « اى اهل ايمان البتّه به عهد و پيمان خود وفا كنيد » .
( 7 ) - جمع شَوك ، به معنى خار .