محبّت اهل بيت پيغمبر و استكشاف اسرار سخنان معجز بيان ايشان - سلام اللَّه عليهم - به فتوحات و فيوضات در علوم دينيّه و معارف يقينيّه فايز و مستسعد مىشد و درى چند از علم مفتوح مىگرديد كه از هر درى چندين درِ ديگر مىگشود ، والحمد للَّه « وَ
ذلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ »
« 1 » .
بدين منوال روزى مىگذرانيد تا آنگه ناگاه از درگاه شاه كامكار ، مستعبد سلاطين ذوي الاقتدار ، خورشيد سپهر سلطنت ، و مشترى برج سعادت ، برازندهء تاج و تخت كيانى ، طرازندهء « 2 » چتر شاهى و علم جهانبانى ، شاه عبّاس ثانى - خلّد اللَّه ملكه في مراضيه و جعل إقبال آتيه أضعاف ماضيه - رقمى رسيد « 3 » كه متضمّن امر بود به توجّه به وجههء [ آن قبلهء ] اقبال و شتافتن به سوى حريم آن كعبهء آمال .
اگرچه عنوان طلب ترويج جمعه [ و جماعت ] و نشر علوم دينيّه و تعليم شريعت بود ، امّا از مَطاوى « 4 » آن بوى استغراق در بحر بىساحل دنيا و گرفتار شدن به چنگ نهنگ مُقاسات « 5 » اكفا به مشامّ حدس مىرسيد ، عقل در چار سوى تحيّر متردّد شد و طبع در شش جهت تزلزل حيران « 6 » .
در اين حيرت و تردّد بود كه ناگاه نسيم صباى ايمان - كه همه به ميامن « 7 » لطف او بود - از مشرق نَفَس رحمانى به سوى عالم جسمانى وزيدن گرفت و
هامش
( 1 ) - الحديد : 21 .
( 2 ) - آرايش دهنده ، پيرايش كننده .
( 3 ) - رقم : نوشته .
( 4 ) - به فتح ميم و كسر واو : حلقهها و پيچيدگيهاى چيزى ، مانند پيچيدگى ريسمان .
( 5 ) - رنجها و عذابها . و اكفا جمع كفو : اقران .
( 6 ) - اصل و ج : « و طبع در شش جهت سرگردانى تزلزل حيران » .
( 7 ) - ميامن جمع ميمنت به معنى بركت .