ائمه علوم حكمت و طوايف مبرزان فنون صنعت را محقق و مصور و مفهوم و مقررست كى هيچ مشقت بر عاقل صعبتر از تحمل تصنيف [ 124 ] و هيچ بار بر خردمند گرانتر از بار تأليف نه [ 125 ] و صدرنشينان منصب دانش و مقدمان مدينه هنر چنين فرموذهاند كى : من صنف فقد استهدف يعنى هركس [ 126 ] كى در معرض تصنيف آمذ عرض خوذ را عراضه طعن [ 127 ] صذ هزار دانا و نادان ساخت و نفس خوذ را هدف تير اعتراض صذ هزار عالم و جاهل كرد از آن جهت كى طبايع [ 128 ] مختلفست و شيم متفاوت و اعتراض هركس بر وفق طبع خوذ بوذ و طعن هر طاعن بر مقتضاى شيمت خويش باشذ چه خوانندگان و بينندگان هرگز اضافت « 20 » قصور بطبع خويش نكنند بل كى بنفس مصنف و نسبت عيب [ 129 ] با فهم خوذ نبرند بل با فهم مؤلف و ازين جهت خاموشى بر كلام رجحان دارذ و سكوت بر نطق شرف و ازينجاست كى پيغامبر عليه الصلاة و السلم مىفرمايذ : الصمت حكم و قليل فاعله . معنى آنست كى خاموشى حكميست آمر بحكمت فراوان آميخته و فعلى باعث بر فوائد بىشمار و مأموران اين حكم و فاعلان [ 130 ] اين فعل نيك اندكند و بغايت كم و فحواى اين حديث آنست كى چون فهم مردم از ادراك معنى قاصر بوذ و سخن گفتن بىفائده مانذ خاموشى را التزام بايذ كرد و سكوت را ملازم بايذ گرفت و چون فهم شنونده از ادراك مقصود قاصر مانذ لا محاله بر سخن نشوذ [ 131 ] و در اعتراض نابوجه بر گوينده بگشايذ و شاعر از اين معنى اقتباسى سره نموذه است و اقتنائى شگرف كرده آنجا كى مىگويذ :
شرح
( 20 ) - اضافت : نسبت كردن چيزى را بسوى چيزى . . . « انندراج »
هامش
[ 124 ] - مر : مشقت بر عاقل از تحمل تصنيف صبعتر نيست
[ 125 ] - مر : بر خردمند از بار تأليف گرانتر نه
[ 126 ] - مر : معنى چنين است كه هركس
[ 127 ] - ملى : عراصه صذ
[ 128 ] - مر : طباع
[ 129 ] - مر : عيوب
[ 130 ] - مر : و مأموران اين امر و محكومان اين حكم و فاعلان
[ 131 ] - عبارت در نسخ لا يقرء است