تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرائد السلوك في فضائل الملوك ( فارسى ) — صفحة 581

مساهمون:

ص٥٨١
بيت
اى نازنين كجائى كز آرزوى رويت * سرگشته‌ام چو گردون گردان بگرد كويت
اين توئى كى آسمانه خانه من از پرتو رخسار تو آسمان گشته است و اين منم كى ذره‌وار پيش آفتاب چهره تو در رقص آمذه‌ام . بيت
ذرهء بوديم زير سايه پنهان آمذه [ 69 ] * آفتاب عشق بر ما تافت پيذا آمذيم
خوذ را مستحق اين دولت نمىدانم كى تاج وصل بر سر من نهى و از كمال فرح باور نمىدارم كى تو خانه مرا بحضور خويش مشرف [ 70 ] گردانى . بيت
چشمم به تو درمىنگرد و ز شاذى * مىمالم چشم و در گمان مىافتم [ 71 ]
پس جوانمرد را گفت لحظهءى نديم اين خسرو باش و ساعتى شمن اين صنم شو تا تنها نمانذ كى دژم گردذ و از وحشت تنهائى ملول شوذ اندى كى من ببازار روم و ساخته و پرداخته با آلات و اسباب عيش به خدمت بازرسم و برفور بيرون آمذ و به ترتيب عيش و تكلف اسباب پيش‌كش معشوق مشغول گشت . مگر در همسايگى [ 72 ] عاشق ، زن شاپور جوانمرد [ 73 ] را خواهرخواندهءى بوذ فرخنده نام و ميان شهرويه و فرخنده مراير « 13 » موالات استمرار گرفته بوذ و عقايد « 14 » مصافات « 15 » استحكام يافته چنانك هريك ازيشان همچون [ 74 ] رقيبى بوذى مر شوى [ 75 ] آن ديگر
شرح
( 13 ) - مراير : جمع مرير كامير . رسن سخت تافته يا رسن دراز باريك ( انندراج ) ( 14 ) - عقايد : رجوع شود به صفحه 33 حاشيه 284 ( 15 ) - مصافات : دوستى و اخوت ( انندراج )
هامش
[ 69 ] - ملك . مر : پنهان شده [ 70 ] - مر : جنت اعلى [ 71 ] - در نسخه مر بجاى بيت اين مصراع آمده است :ره غلط كرده و يا خود بصواب آمده[ 72 ] - مر : مگر در آن همسايه [ 73 ] - مر : جوامرد [ 74 ] - مر : همچو [ 75 ] - مر : شوهر