تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرائد السلوك في فضائل الملوك ( فارسى ) — صفحة 580

مساهمون:

ص٥٨٠
بيت
جالت عيون الناس فيك و لم ازل * قمنا بصونك عن عيون العبهر « 12 »
مرا دستورى ده تا بازگردم كى با [ 60 ] حضور چنان دوست غيبت ديگر دوستان غنيمتى سره باشذ و با وجود چنان يار وجود ياران ديگر بارى عظيم بوذ . گفت نه نظر تو بر روى پردگيان [ 61 ] من مباحست و مجالست تو با محارم استار من حلال . فكيف با كسى كى استحضار او براى [ 62 ] معاشرت باشذ و استمتاع او براى [ 63 ] مباضعت اجازت انصراف مخواه و استيذان مراجعت مكن كى حضور تو مايه راحت و وجود تو ماده سعادت است درين سخن بوذند كى ماه‌روى [ 64 ] سلسله موى از در درآمذ . بيت
روى چون حاصل نكوكاران * زلف چون نامه گنه‌كاران
چون ماه كى از ميغ بيرون آيذ از نقاب بيرون آمذ و چون نيام كى از تيغ جذا شوذ از چادر جذا شذ [ 65 ] . خانه از حضورش خرمن گل گشت و كاشانه از وجودش توذه لاله شذ جوانمرد [ 66 ] از آن رفتار و گفتار و اندام و رخسار متحير و مدهوش ماند [ 67 ] و گفت : شعر
اى مهر تو تند و كين تو رام * وى حسن تو خاص و عشق تو عام رفتار ترا صفت دل‌آشوب [ 68 ] * رخسار ترا لقب گل‌اندام
عاشق گرد از اطراف چادرش بديذه بسترد و غبار از زير قدمش برخسار پاك كرد و گفت :
شرح
( 12 ) - شگفتا ! چشم مردم ، گستاخانه در تو نگران است و ما برآنيم تا تو را از چشم شوخ نرگس بپائيم و در امان نگاه داريم .
هامش
[ 60 ] - ملى : كبا [ 61 ] - ملى : پرده‌گيان [ 62 ] - ملى : براء [ 63 ] - ملى : براء [ 64 ] - ملى : كماه‌روى [ 65 ] - ملى : چادر از وى جدا شذ [ 66 ] - مر : شذ جوامرد [ 67 ] - مر : بماند [ 68 ] - ملى : دلاشوب
فرائد السلوك في فضائل الملوك ( فارسى ) — صفحة 580 | إسحاق بن ابراهيم بن أبي الرشيد بن غانم الطائي السجاسي الفارسي / عبد الوهاب نوراني وصال و غلامرضا افراسيابي