تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرائد السلوك في فضائل الملوك ( فارسى ) — صفحة 538

مساهمون:

ص٥٣٨
شخصى را بفتوى تنزيل عوض شخصيست [ 134 ] و خون حق شماست اگر قصاص كنيذ و اگر ديه بستانيذ و اگر عفو فرمائيذ كس را با شما داورى نيست .
وَ لَكُمْ فِي الْقِصاصِ حَياةٌ يا أُولِي الْأَلْبابِ .
خصمان حال بدرگاه پاذشاه رفع كردند بر مقتضى شريعت شارع بر كشتن كشنده [ 135 ] مثال نفاذ يافت . مقتول را براذرى بوذ داهى و عاقل و دوربين و كاردان . نزديكان و اقارب خويش را بخواند و گفت اين كارى مشكل و حادثهءى صعبست بعميا [ 136 ] در آن خوض نمىبايذ كرد و جز از سر انديشه و تأنى تمام در آن شروع نمىبايذ پيوست و عاقل آنست كى اواخر كار در اوائل مشاهده كنذ و عواقب امور در مبادى بينذ [ 137 ] چه صواب راى و حسن حال در امور معظم پوشيذه باشذ كى اول صلاح روى نمايذ و آخر بفساد [ 138 ] كشذ . بيت
صواب الحال مبد الامر يخفى * و لكن عند مقطعه يبين « 60 »
و اين خور فيروز كى قاتلست و ما را قصاص بر وى لازم ، مرديست دلير و متهور و شجاع اما ديوانه است و جنون بر طبيعت وى غالب [ 139 ] اگر درين قصاص هلاك نشوذ و درين قضيه بقتل نيايذ خود فعل نامحمود و حركت ناپسنديده او ، او را در ثانى
شرح
( 60 ) - راستى حال بابتداى كار پوشيده است و چون كار بيابان آمد آنگاه روشن مىشود
هامش
[ 134 ] مر : شخصى را شخصى است بفتوى تنزيل [ 135 ] مر : قتل قاتل [ 136 ] مر : برعميا [ 137 ] ملاحظت نمايذ [ 138 ] مر : بفساد عظيم [ 139 ] بعد از كلمه غالب در نسخه مر اين بيت آمده است :لولا جنون يعتريه لدى الوغا * ما كان يدرع الحديد مسلسلا