تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرائد السلوك في فضائل الملوك ( فارسى ) — صفحة 526

مساهمون:

ص٥٢٦
بيذق فرصت بر نطع انتهاز براندند و تعبيه محكم از غمر « 36 » خور فيروز و فرخ‌روز در ديوان شاه آن عهد ببستند [ 54 ] مصادرات و مطالبات ولات و شحنه [ 55 ] بريشان پياپى شذ و گرفت و گير و ستذ و داذ از حد تدارك تجاوز [ 56 ] نموذ . براذران مضطر شذند و دل از توطن در مسكن مألوف برگرفتند و ترك وطن بر اقامت اختيار كردند . خور فيروز را شجاعت و كبر نفس و دليرى و تهور از مفارقت وطن و مهاجرت مسكن مانع مىآمذ . براذر را گفت من اين عار بر خويشتن نپسندم [ 57 ] و اين ننگ را بخوذ راه ندهم كى مرا با كمال شجاعت و غايت تهور پشت بر دشمن بايذ كرد و در موضع ستيز بگريز راضى بايذ شذ صواب آنست كى دامن در دامن بنديم و طراز گريز بر آستين نام و ننگ ندوزيم [ 58 ] و در دفع اقدام دشمن و منع تعدى خصوم كارى كنيم كى تا [ 59 ] قيامت از آن بازگويند . بيت
نمائيم كارى بگرز گران * كى ننموذ رستم بمازندران
فرخ‌روز گفت اى برادر كاراز دستيارى تهور تجاوز نموذه است و از پاىمردى شجاعت و مردانگى گذشته . بناى [ 60 ] عمل براساس راى و تدبير مىبايذ نهاذ نه بر شكوه شمشير و تير . و التجابسايه عقل و هنر مىبايذ برد نه بمايه تيغ و سپر . و چون [ 61 ] بلا متواتر شذ جلا از وطن بر دل شيرين بايذ كرد و ذل غربت چون دشمن
شرح
( 36 ) - غمر : ناآزمودگى ، كينه ، ( ناظم الاطباء )
هامش
[ 54 ] ملى : بتشييد [ 55 ] مر : شحن [ 56 ] ملى : تجاوز تدارك [ 57 ] مر : فرانگيرم [ 58 ] مر : از آستين نام و ننگ خود برداريم [ 59 ] ملى : كتا [ 60 ] ملى : بناء [ 61 ] ملى : چو