حركت نتوانذ آورد و وصول فرح و نشاط در وى اثر نتوانذ كرد . عدم طيش ترك سبكسارى و التزام سكونست در موضع حركت يعنى شدت خصومات شهامت حرص نموذنست بر اعمال خطير و امور جسيم و در مباشرت آن اقتناء احدوثه جميل نموذن چنانك شاعر گفت :
بيت
فكن حديثا حسنا ذكره * فانما الناس احاديث « 16 »
تهور اقدام نموذنست بر كارى كى بران اقدام نبايذ نموذ پس انواع نجدت و اصناف شجاعت منقسم مىشوذ بپنج قسم [ 26 ] :
سبعى و شهوانى و غلبى و كرامى و الهى . اول سبعى است و در آن [ 27 ] خشم و غضب مستعملست چون غضب سباع ذوات الانياب و آن مذمومست دوم شهوانى و در آن جرأت مستعملست از براى احراز لذت [ 28 ] نفس نه از براى جودت شجاعت چون جرأت عشاق كى شب تاريك بىبيم [ 29 ] و انديشه نفس را در مخاوف وقايع اندازند و آن از براى احراز لذت شهوانى بوذ نه از دليرى و شجاعت . سوم غلبى است و در آن صبر مستحسن باشذ چون كسانى كه چند بار خصوم بريشان غلبه كرده باشند و ايشان بر مغالبت خصوم صابرى نمايند بر اميذ نصرت و چون [ 30 ] از آن نااميذ شوند اگر هزيمت پذيرند عيب نباشد [ 31 ] . چهارم كراميست و در آن طلب كرامت ، و استجماع ذكر عظيم بود [ 32 ] .
پنجم الهى و در آن بهيچگونه از هيچ آفريذه خوف نيست [ 33 ]
شرح
( 16 ) - چون از آدمى جز يادى و نامى بجاى نماند ، بكوش تا از تو بنيكى ياد كنند
هامش
[ 26 ] مر : قسمت
[ 27 ] مر : بر آن
[ 28 ] مر : سبعى است و بر آن خشم و غضب مستعمل است از براى احراز لذت
[ 29 ] مر : چون جرأت عشاق كى شبهاى تاريك و بىبيم
[ 30 ] مر : نصرت و طمع ظفر و چون
[ 31 ] مر : شوند منهزم گردند
[ 32 ] مر : چهارم و پنجم كرامى و الهيست و در آن طلب كرامت و استجماع ذكر عظيم بوذ
[ 33 ] در نسخه مر از پنجم . . . تا خوف نيست نيامده است