جواب لطف زيادت كن . گفت زدنى [ 132 ] گفت با مردم از نيكى و بدى آن كن كى ازيشان در حق خوذ طمع دارى . گفت زيادت كن گفت قناعت را بر حرص و شره غالب گردان تا آزمندى نفس ترا از اقتناء فضائل بازندارذ . گفت زيادت كن گفت پاكيزه خلقت و نظيف هيأت باش كى نظافت و طهارت شيمت افاضل اخيارست . گفت زيادت خواهم [ 133 ] گفت صدق و حق را لازم افعال و اقوال خويش كن [ 134 ] كى قوام امور خلايق بصدقست و الصدق ميزان الله فى الارض و از كذب و زور « 82 » تا توانى تجنب نماى [ 135 ] كى دروغ [ 136 ] زينت و شكوه مرد ببرذ و دروغ - گوى [ 137 ] در چشم مردم بىوقع و كمحرمت باشذ . گفت زد گفت تتبع عيوب و عثرات « 83 » ديگران مكن و اگر در كسى عيبى يا بى آن را آينه نفس خويش ساز و از مجادلت و خلاف و ستيزه - كارى تا توانى پرهيز كن كى آن نوع بر آزار و خصومت بعث كند و هرگه كى ترا با ديگرى مخاصمتى واقع گردذ و اگر نيز محق باشى خوذ را مبطل شمار و گناه بر جانب خوذ گير و نفس را در آن قضيه توبيخ كن تا در آسايش و سلامت باشى . گفت زد گفت از مصاحبت جهال برحذر باش و تشبه بابناء فضل و اصحاب خرذ و ارباب دانش كن كى من تشبه بقوم فهو منهم . گفت زد گفت مردم را در غيبت ثناگوى كى ثنا در غيبت داعيه مودت باشذ و از غيبت تجنب و تحرز نماى كى غيبت جاذبه عداوتست [ 138 ] .
گفت زد گفت نفس را گرسنه دار تا ذهنت صافى گردذ . گفت زد گفت خطاى خصم در وقت [ 139 ] مناظره رد مكن كى از تو مستفيد گردذ و دشمنت نشوذ [ 140 ] . گفت زد گفت حقد و حسد مورز
شرح
( 82 ) - زور : دروغ و كفر . شرك با خداى عز و جل - ( انندراج )
( 83 ) - عثرات : بكسر اول و فتح ثانى . لغزشها و بسرافتادگيها ( انندراج )
هامش
[ 132 ] مر : گفت زيادت خواهم
[ 133 ] مر : كن
[ 134 ] مر : گردان
[ 135 ] مر : كن
[ 136 ] مر : كذب
[ 137 ] مر : كاذب
[ 138 ] مر : عداوت بوذ
[ 139 ] مر : حالت
[ 140 ] مر . ملى : شوذ