به بوذى گفت آنك فرمان
إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً
« 68 » در حق او نافذ نگشتى و از عالم عدم قدم در دايره وجود ننهاذى چنانك شاعر گفت :
بيت
يا ليت امى و ان كانت بمنجبة * كانت عقيما فلم تحبل و لم تلد « 69 »
گفت چون نفاذ فرمان استمرار يافت و آن مولود موجود شذ . گفت آنك از رحم مادر به شكم زمين نقل كردى . گفت چون اين نقل واقع نشذ [ 110 ] و از تنگناى رحم بفسحت دنيا پيوست .
گفت آنك از گهواره سوى گور خراميذى تا قلم تكليف بر افعال و اعمال وى جارى نگشتى گفت چون اين معنى ميسر نشذ و در عالم حيات تمكن و استقرار يافت گفت آنك به زمان پيرى رسذ تا نايره قواء شهوانى انطفا پذيرذ و اسباب معازف و ملاهى كى آفت راه حق آنست در چشم وى حقير گردذ و شيبت « 70 » در عبادت سپيد گردانذ كى : ما شاب لى عبد فى الاسلام شيبته الا استحييت منه ان اعذبه بالنار « 71 » و خوش گفت آن حكيم :
بيت
و اوفى حياة الغابرين لصاحب * حيوة امرى خانته بعد مشيب « 72 »
گفت سنان آز و خدنگ حرص را هيچ سپر وافى و زره واقى توانذ بوذ گفت دو چيز يكى مجالست علما و مذاكرات
شرح
( 68 ) - سوره مباركه البقره آيه 30 .وَ إِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً( 69 ) - اى كاش مادر من با آنكه فرزندان نجيب بزاد نازا مىماند و آبستن نمىشد و نمىزائيد
( 70 ) - شيبت : سپيد گرديدن سر ( انندراج ) موى ريش و لحيه
( 71 ) - موى هيچ بندهاى در اسلام برايم سپيد نگشت جز آنكه از شكنجه او به آتش شرم كردم
( 72 ) - براى اهل دنيا ، كاملترين و بهترين گونهء حيات در ميان زندگان ، زندگى آدمى است كه از پس پيرى زندگى وى را در سختى افكند ( تا فرصتى براى توبه و انابت و پرداختن به كار آخرت بيابد )
هامش
[ 110 ] ملك : به شكم زمين نكردى گفت چون اين نقل واقع شذ - مج : فعل واقع شد