كن كى كار اين خواب از وسوسه شيطان و نموذار ديو گذشت .
مهيار بر مقتضاى اشارت خواجه اسباب بساخت و روانه شذند و مدتهاى مديد در راه بماند از مقاسات « 55 » شدائد و مراحل بر و بحر [ 92 ] بسى صعوبت و محن تحمل [ 93 ] كرد و گفت مقاسات بلا و معانات « 56 » رنج سفر چون به مقصود مفضى باشذ بر خرذمند سخت نبوذ اما اگر و العياذ بالله مطلوب ميسر نشوذ و ملتمس بايجاب نپيوندذ توبيخ و تقريع « 57 » دوست و دشمن دردمندتر از مشقت راه باشذ .
بيت
و ليست مقاساتى البلاء شديده * و لكن هزء الشامتين شديد « 58 »
پس چون اطراف و اكناف سرنديب بريشان حاوى شذ و نسيم رياحين آن رياض بر مشام ايشان اجتياز « 59 » كرد بشر هفتهء در شهر برآسوذ پس غلام را بر سر رخت و اسباب تجارت بگذاشت و تنها راه كوه برگرفت تا دارو در قبضه تحصيل آرذ . چون بر معارج سفح « 60 » كوه گام نهاذ [ 93 ] و بر مدارج [ 94 ] اعالى آن رسيذ .
كوهى ديذ از انواع رياحين مرغزار بهشت را داغ دهشت برنهاذه و از اصناف سپر غم بساتين فردوس را گوشمال حيرت داذه .
شعر
قويم شطاط اغصان الخزامى * و لكن للنسيم به عثار
شرح
( 55 ) - مقاسات : رنج چيزى كشيدن ( انندراج )
( 56 ) - معانات : رنج كشيدن و رنجانيدن ( انندراج )
( 57 ) - تقريع : سرزنش نمودن و ملامت كردن ( انندراج )
( 58 ) - كشيدن بار سختيها بر من دشوار نيست . اما ريشخند ملامتگران بر من بسى دشوار آيد
( 59 ) - اجتيار : بگذشتن از جائى و رفتن و بريدن مسافت را ( انندراج )
( 60 ) - سفح : روى يا بن كوه يا پائين كوه يا پستى . سفوح بضمتين . جمع ( انندراج )
هامش
[ 92 ] مر : منازل و مراحل بحر
[ 93 ] مر : صعوبت تحمل
[ 93 ] مر : گزارد
[ 94 ] مر : معارج