تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرائد السلوك في فضائل الملوك ( فارسى ) — صفحة 459

مساهمون:

ص٤٥٩
و مطالبت علوفه بديهى فرستاذ و از لشكرگاه تا آنجا مسافتى بعيد و منزلى دراز بوذ [ 52 ] . سوار شب هنگامى بديه رسيذ مردم از خوف نزول پاذشاه بر آن حوالى از وطن منزعج « 40 » شذه بوذند و ديه خالى گذاشته . سوار در اماكن آن ديار چندان كى بيشتر گرديذ ديار كمتر يافت و بر اعالى آن [ 53 ] چندانك نظر بيشتر انداخت طيار كمتر ديذ با خوذ گفت آيا اين مسكن نزه و روضه طيب از نعيب غراب خراب شذ يا اهل آن از تنگى معيشت و ستم اهل ظلم [ 54 ] خالى گذاشتند و از روى حقيقت حاصل هر عمارت كى بناء آن بر آب و گل جهانست ويرانى خواهذ بوذ و فرجام هر آباذ كى بنياذ آن براساس عمر عاريتى است خرابى . بيت
ابنى ابينا نحن اهل منازل * ابدا غراب البين فينا ينعق « 41 »
پس آن شب از وحشت تنهائى و هيبت مسكن ويران و دهشت شب تيره عذابى كشيذ [ 55 ] كى عذاب گور به نسبت با آن نزهت بوستان نموذى [ 56 ] و بلائى ديذ كى بلاى جهنم باضافت با آن نعيم خلد بوذى [ 57 ] . چون صبح بميل زرين آفتاب توتياى نور در چشم جهان كشيذ و چشم بپرتو انوار او جهانرا ميل بميل بديذ [ 58 ] سوار با معسكر معاودت كرد و با خود ميگفت بر
شرح
( 40 ) - منزعج : بىآرام و از جاى بركنده ( 41 ) - اى برادران عزيز ، ما در خانه‌هائى زندگى مىكنيم كه پيوسته « غراب البين » در ميان ما ناله سر مىدهد ( به زودى در ميان ما جدائى مىافتد )
هامش
[ 52 ] مر : منزلى قاصى بوذ [ 53 ] مر : اعالى و اسافل آن [ 54 ] مر : ضيم [ 55 ] مر : شب تيره و حيرت محافظت جان عذابى كشيذ [ 56 ] مر : بستان بوذ [ 57 ] مر : نموذى [ 58 ] مر : جهان ميل بميل در تصرف نظر آورد