تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرائد السلوك في فضائل الملوك ( فارسى ) — صفحة 435

مساهمون:

ص٤٣٥
توكل نيكو گردذ و حال من طراوت پذيرذ و در تعجيل [ 81 ] بر عزم وقوع زلت منتظر و در وقوف بر حزم تفويت « 65 » امر متوقع نباشذ هم تعجيل در باب عزم محمودست و هم تأنى و تثبت « 66 » در شرط [ 82 ] حزم معتبر . بيت
فوثبة عزم لا توثر زلة * و وقفة حزم لا تفوته امرا « 67 »
پس بيرون آمذ و سلاح توكل بپوشيذ و بر مركب عزم سوار شذ و روى برائى تمام و عزمى ثابت در راه نهاذ چون بميان باديه رسيذ نگاه كرد سوارى ديذ كى از پره بيابان چون مرغ بپر مىراند و چون باذ جهنده مىدوانيذ . شمشيرى كشيذه چون قطره آب كى بر سپر آهنين مانند شرر آتش بر حرير گذاره [ 83 ] كردى و سنگ سخت از مضرب او چون تار پرنيان پاره [ 84 ] شذى مبشر چون از دور برق آن شمشير بديذ و لمعان فروغ آن مشاهدت كرد با خوذ گفت : بيت
اسيف سل ام ذرب نطوق * و نار ابى المهلب ام بروق « 68 »
و در دويذن آن باذ رفتار هامون گذار كى بساعتى عالمى طى مىكرد و بلحظهءى منشور فراسخ بيابان درمىنوشت مدهوش و متحير ماند و گفت [ 85 ] .
شرح
( 65 ) - تفويت : رها كردن و رخصت دادن ( ناظم الاطباء ) ( 66 ) - تثبت : بر وزن تفعل . درنگ كردن و بجاى آوردن و برقرار ماندن ( منتهى الارب ) ( 67 ) - چون رهوار تيزتك عزم در رفتار آيد ، نشان لغزشى از خود بر جاى ننهد . و درنگ و درايستادن بر حزم ، كار از دست مرد بيرون نبرد ( 68 ) - آيا آن شمشيرى برآهيخته يا سخنورى زبردست و تيززيان يا آتش برافروختهء قبيلهء ابو مهلب و يا آذرخشهائى درخشان است ؟
هامش
[ 81 ] مر : استعجال [ 82 ] مر : و هم توقيف در شرط [ 83 ] مر : گذار [ 84 ] مر : دوپاره [ 85 ] ماند و الحق مشارع خاطر او از آن خطر مكدر گشت