تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرائد السلوك في فضائل الملوك ( فارسى ) — صفحة 437

مساهمون:

ص٤٣٧
شعر
جهانى كاندرو هر دل كى يا بى پاذشا يا بى * جهانى كاندرو هر جان كى بينى شاذمان بينى نه بر اوج هواى او عقاب [ 92 ] دل شكر يا بى * نه اندر قعر بحر او نهنگ [ 93 ] جان‌ستان بينى
و از وى سه پسر بازماند [ 94 ] و تركت وى اسبى بوذ و گلهءى گوسفند و باغى . براذران از براى قسمت تركت و بخشش ميراث مجتمع شذند . بزرگ گفت اى براذران اين تركت چندان نيست كى بر آن تداعى و تنازع و گفت و شنيذ بايذ كرد سه چيز مختلفست و سه جنس [ 95 ] متفاوت . من از سر اختيار كى به حكم كبرسن به من رسذ برخاستم بقرعه راضى شويم تا منازعت منقضى شوذ و مخاصمت سپرى گردذ ميانين گفت من از رأى تو تقاعد چگونه نمايم و از سخن تو كى سركشم [ 96 ] و ترا بر ما حقوق [ 97 ] اخوت مثابت پذرى ثابتست [ 98 ] چنانك راى تست ببايذ گزارد پس هر دو روى بكوچك كردند و از براى دلدارى او كى رعايت برادران كوچك بر برادران بزرگ واجب بوذ گفتند اى عزيز تو ازين هر سه هر كذام اختيار مىكنى اگرچه به قيمت بسيار تفاوت دارذ و بارتفاع و انتفاع نيك زيادت بوذ ما به تو دهيم و آن غبطت « 72 » براى تو بازگذاريم . كوچك گفت ترسم كى بر قول خويش ايستادگى ننمائيذ و چون صرفه سوذ و زيان [ 99 ] دامن‌گير شوذ
شرح
( 72 ) - غبطت : يكى از معانى غبط ( از باب ضرب و سمع ) دست بر دنبه و تهيگاه گوسفند نهادن براى معلوم كردن فربهى و لاغرى و دست بر پشت آن زدن تا بدانند كه پيه دارد يا ندارد ؛ مىباشد كه اگر بخواهيم بطور اختصار معنى آن را دريابيم بايد عبارت ( انتخاب احسن ) را برگزينيم
هامش
[ 92 ] مر : عقابى [ 93 ] مر : نهنگى [ 94 ] مر : پسر ماند [ 95 ] مر : نوع [ 96 ] مر : و بر سخن تو تغافل كى نمايم [ 97 ] مر : ترا بر ما بعد از حقوق [ 98 ] قائم است [ 99 ] مر : سوزيان
فرائد السلوك في فضائل الملوك ( فارسى ) — صفحة 437 | إسحاق بن ابراهيم بن أبي الرشيد بن غانم الطائي السجاسي الفارسي / عبد الوهاب نوراني وصال و غلامرضا افراسيابي