تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرائد السلوك في فضائل الملوك ( فارسى ) — صفحة 434

مساهمون:

ص٤٣٤
گفت ازين شهر بموضعى ديگر نقل كن كى بسبب آواز تو فتنه ميان قوم قائم ميگردذ . مؤذن زر در قبض آورد و خلعت پوشيذ و روى بمقام خويش نهاذ . همسايه او مردى بوذ كى در جنب آواز او شهيق حمار كى
إِنَّ أَنْكَرَ الْأَصْواتِ لَصَوْتُ الْحَمِيرِ
« 63 » خوبتر از الحان مزامير « 64 » نموذى و از الحان او در اذان ، مردم را نفخه صور اسرافيل مصور شذى [ 79 ] . اين مرد نيز بر اميذ خلعت و زر روى بتفليس نهاذ و در همان مسجد مؤذن شذ بمدتى نزديك از كراهت آواز او آنان كى اسلام پذيرفته بوذند مرتد شذند و نزديك هزار مسلمان كافر شذ . جماهير ائمه و اعيان اسلام به حضرت ملك رفتند و گفتند اگر پادشاه اين مرد را دفع نكنذ مسلمانى به كلى برخيزذ پاذشاه همچنان او را هزار دينار بفرموذ و تشريفى خاص و گفت بموضع خويش باز رو و ديگر مؤذنى مكن كى ملت خويش تباه ميكنى و بر دل مردم سرد مىگردانى [ 80 ] و وقع اسلام مىبرى و اين مثل بذان آوردم كى شمشير من در جنب شمشير او كم از آواز بدگوى نيست در جنب خوشگوى و من البته ازين عزم ممتنع نخواهم شذ و اميدوارم كى كار من بميامن
شرح
( 63 ) -وَ اغْضُضْ مِنْ صَوْتِكَ إِنَّ أَنْكَرَ الْأَصْواتِ لَصَوْتُ الْحَمِيرِ .سوره مباركه لقمان آيه 31 ( 64 ) - اشعار روحانى است كه بآواز محض به تقديس حضرت اقدس الهى بتوسط آواز خوانده ميشد . كتاب مزامير به پنج كتاب منقسم و در آخر هر قسمتى لفظ آمين مكرر گشته و اغلب برآنند كه اين لفظ را جمع‌كنندگان كتاب در آخر هر كتاب افزوده‌اند و ابدا دخلى بمصنف ندارد . خلاصه كتاب اول داراى 41 مزمور است كه 37 از آنها منسوب بداود و 4 كه اول و دوم و دهم و سى و سوم باشد بمؤلفان نامعلوم منسوب است . كتاب دومين داراى 31 مزمور است يعنى از 44 الى 72 كه هفت عدد از آنها منسوب به نبى قورح و يك مزمور بآساف و 18 بداود و سه مزمور بمؤلفان غير معروف منسوب است و يك مزمور از براى سليمان يا از خود سليمان است . كتاب سوم داراى 17 مزمور مىباشد . . . كتاب چهارمين داراى 17 مزمور است . . . كتاب پنجمين داراى 44 مزمور مىباشد . . . و تقسيم فوق بعصر نحميا منسوب مىباشد ( نقل باختصار از قاموس كتاب مقدس )
هامش
[ 79 ] مر : در اقامت اذان مردم را جاى تننا دهان تنين مصور شدى [ 80 ] مر : ملت خويش بر دل مردم سرد ميكنى
فرائد السلوك في فضائل الملوك ( فارسى ) — صفحة 434 | إسحاق بن ابراهيم بن أبي الرشيد بن غانم الطائي السجاسي الفارسي / عبد الوهاب نوراني وصال و غلامرضا افراسيابي