بيت
و لا ترج مهما زارك الفقر زايرا * فان الفقير الميت و البيت لحده « 23 »
شب و روز او را بيگارها فرموذى و بر وى تحكم و تجبر كردى و آن بيچاره را از ثروت و غناء او هيچ منفعتى نبوذى و از احتشام بىفائده او در رنج و بلا گرفتار بوذ و همسايه بذ و جار سوء نمونهءيست از عذاب دوزخ و انموذجى « 24 » از بلاى جهنم .
و شاعر در وصف اين حال مىگويذ :
بيت
ادور على جنبى مخافة اننى * ارى الجار جار السؤ اوفى الى جنبى « 25 »
و هركس كى بمحنت همسايه بذ گرفتار شذ و بمجاورت جار سوء مبتلا گشت بر مثال بنجشكى [ 29 ] باشذ كى در جوار مار آشيانه سازذ و يا بر صفت آهو كى در همسايگى شير نشيمن
شرح
( 23 ) - چون تنگدستى به ديدارت آمد ، درهاى اميد ديدار دوستان بر خويش بسته انگار . زيرا مرد تنگدست مردهايست و خانه گور وى در شمار آيد . ( و كس از مرده در گور ديدن نكند )
( 24 ) - انموذج : بضم اول و ثالث و فتح ذال معجمه . نمونه و نمودار و در فارسى گاهى مجازا بمعنى اندك مستعمل مىشود بايد دانست كه صاحب قاموس نموذج را بدون الف و فتح نون معرب نمونه نوشته است و انموذج را كه بالف است خطا گفته ليكن از مفتاح سكاكى و كتب معتبره ديگر معلوم شده كه انموذج بزيادت الف صحيح است چراكه رتبه صاحب مفتاح در علم عربيت زياده از رتبه صاحب قاموس است و هر دو شارح مفتاح انموذج را كه بالف است صواب دانسته معرب نموده گفتهاند نه معرب نمونه بدليل آنكه قاعده تعريب دلالت مىكند كه نموده باشد چه دال مهمله در تعريب بذال معجمه بدل مىشود و لفظ نموده كه بدينجا مذكور شد صيغه اسم مفعول است نه ماضى و نمونه مخفف نموده است و اين از تحقيقات استادى عبد الكريم خان مغفور است و مؤلف نيز از كتب معتبره همين تحقيق نموده ( انندراج )
( 25 ) - از ترس اينكه مبادا همسايه بدى ، در كنار خانهء من ، خانه گيرد ، لحظهاى قرار و آرام ندارم
هامش
[ 29 ] مر : گنجشكى