الباب الخامس فى فضايل العزم و مناقب نتائجه [ 1 ]
قال الله تعالى :
فَإِذا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِينَ
« 1 » .
شرح
( 1 ) - قسمتى از آيه 154 از سوره مباركه آل عمران . پس چون عزيمت كنى پس توكل كن بخداى بدرستيكه خداى دوست دارد توكلكنندگان را . در قرائت امام جعفر صادق عليه السلام آمده است و جابر عبد الله انصارى فاذا عزمت ( بضم تاء ) على معنى اوجبت عليك و عزمتك و ارشدتك و وفقتك فتوكل على الله و توكل تفعل باشد من وكلت الامر اليه اذا فوضته اليه . چون عزم كردى توكل بر خداى كن لا على المشوره و بر قرائت صادق عليه السلام عزم كردن از كلام خداى باشد كه از خود خبر ميدهد چون ترا ارشاد و هدايت كردم بصلاح تو توكل بر من بكن و آن كار كن و عبارات اصحاب عبارت در توكل مختلف است كه توكل چه باشد و متوكل كه بود . سهل بن عبد الله گفت اول مقام توكل است كه بنده پيش خداى چون مرده باشد بر تنشور از پيش غاسل تا چنان كه خواهد او را ميگرداند . متوكل را سؤال نبود و اراده و اختيار نبود . ابو تراب نخشبى گفت توكل آن باشد كه بنده را سكون بخداى خود باشد ذو النون مصرى را گفتند توكل چه باشد گفت خلع الارباب و قطع الاسباب گفتند زيادتى بكن گفت القاء النفس فى العبوديه و اخراجها من الربوبيه و ابراهيم خواص گفت توكل آن باشد كه ترس و اميد ببرى از هرچه دون اوست . ابن الفرجى گفت قناعت باشد به قوت روز و حديث فردا از پس پشت انداختن . ابو على رودبارى گفت توكل را سه درجه است درجه اول آنكه چون بدهندش شاكر باشد و چون ندهندش صابر باشد . و درجه ديگر آنست كه دادن و نادادن بنزديك او يكى باشد . سيم آن است كه چون ندهندش شكر كند كه دانسته باشد كه صلاح او در آنست . ابراهيم خواص گفت در باديه شخص وحشى را ديدم او را گفتم تو جنى يا انسى گفت جنى گفتم كجا ميروى گفت به مكه گفتم پس زاد و راحله كجاست گفت در ميان ما نيز متوكلان باشند كه بر توكل روند . گفتم بحقيقت توكل چيست گفت الاخذ من الله . آنكه از خداى ستانى . ذو النون گفت توكل ره مطامع بر خود بسته داشتن باشد و سهل گفت توكل شناخت روزىدهنده خلقان باشد و اين آنگه شناسد كه چنان گمان برد كه آسمان از روى است و زمين از آهن نه از آن باران خواهد آمدن و نه از اين نبات خواهد رستن آنگه با اينهمه بداند كه خداى او را فراموش نخواهد كردن و آنچه ضمان كرده است از روزى او به او رساند از ميان اين روى و آهن . ( نقل باختصار از تفسير ابو الفتوح رازى )
هامش
[ 1 ] مر : فى فضائل العزم و سعادة عواقبه