تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرائد السلوك في فضائل الملوك ( فارسى ) — صفحة 397

مساهمون:

ص٣٩٧
در اين ميانه [ 195 ] نهنگى آهنگ شكار كرده بوذ و از دريا به خشكى آمذه و در طلب [ 196 ] صيد بسيار گرديذه و بر هيچ حيوان قادر نگشته وقت مراجعت با نشيمن و هنگام معاودت با مسكن گذرش بر آن ساحل افتاذ و مرزبان‌زاذه در ذوق مشاهدهء جمال محبوب مدهوش و در شوق ملاطفه وصال معشوق واله بوذ كى ناگاه بر ياد لب او در دهن نهنگ جان بداذ و در كام آن پتياره « 96 » بىكام دل هلاك شذ [ 197 ] و اين مثل بذان زذم [ 198 ] تا تو نيز بر ساحل درياى عشق او نروى كى ناگاه در كام نهنگ بلا گرفتار گردى و رستگارى از آن پاى در دايرهء امكان ننهذ و آن به كى از احوال او استكشاف [ 199 ] نكنى و از اخبار او استعلام ننمائى [ 200 ] كى مضرت بسيار از آن تولد كنذ و فتنه فراوان از آن ظاهر گردذ [ 201 ] . سعيد گفت در استكشاف احوال استزادت علمست و در استخبار اسرار استحضار دانش و چندانك در امور مبهم فحص بيشتر رود بر انواع علم وقوف بيشتر حاصل آيذ و چندانك بر اسرار پوشيذه [ 202 ] بحث بيشتر كنند بر اقسام دانش فوز « 97 » بيشتر روى نمايذ چنانك آن عطار از سر مورچه در سله تفحص كرد تا از بركت ثمرت بحث [ 203 ] آن مستور برو مكشوف شذ و اهل خانه را از عتاب او خلاص روى نموذ رفيق گفت چگونه بوذ آن حكايت . گفت شنيذم [ 204 ] كى در شهر بصره عطارى بوذ بغايت هشيار و زيرك و در معرفت ادويه و خلط معاجين نيك چست و صاحب بصيرت و در خانه او آشيانه مور بوذ و اهل آن خانه ببلاء نمل چنان گرفتار كى نه جاى طعامشان مهيا بوذ و نه موضع
شرح
( 96 ) - پتياره : رجوع شود به ص 363 حاشيه 277 ( 97 ) - فوز : بالفتح : فيروزى يافتن به نيكى و خير . ( انندراج )
هامش
[ 195 ] مر : ميان [ 196 ] مر : مطالبت [ 197 ] مر : پتياره هلاك شذ [ 198 ] مر : آوردم [ 199 ] مر : استعلام [ 200 ] مر : استطلاع نجوئى [ 201 ] مر : شوذ [ 202 ] مر : از اسرار مضمر [ 203 ] مر : استبحاث [ 204 ] مر : آورده‌اند