نكردى پذر از اعمال شنيع و افعال قبيح او بغايت پريشانخاطر و از تهتك « 88 » او بر استار « 89 » مسلمانان و بذنامى بر خاندان بزرگان سخت انديشناك . همه روز بر معاملات نامحمود و مخاطرات نامرضى او اين ابيات مىخواندى و بذين شعر تمثل مىنموذى .
شعر
بس پذر كو بسالهاى [ 173 ] دراز * پسر خويش را بداشت بناز
عمر پالوذ و رنج سخت كشيذ * كى از آن رنج فايده نچشيذ
پسرش بر مراد او نچميذ * همچو ديو از نبى « 90 » ازو برميذ
از سرشت بد و ز روز نژند * نام و ننگ پذر به خاك افكند
مگر روزى اين پريشان كار خاكسار بر ساحل دريا شكار مرغ آبى [ 174 ] ميكرد . در آن ميان لعبتى بحرى از قعر دريا بر سطح آب آمذه بوذ و از هر سو نظاره ميكرد كى هيچ ديذه روى او را از چهره حور فرق [ 175 ] نتوانستى كرد و هيچكس ماه را در حسن بر وى ترجيح [ 176 ] نتوانستى نهاذ پسر مرزبان [ 177 ] از سر شهوت صادق در روى او نگريست مدهوش و متحير گشت و گفت اين حور از قصور فردوس بذين دريا كى [ 178 ] افتاذ و اين پرى از بوستان [ 179 ] بهشت بذين بحر كى نقل كرد .
شعر
حورا مگر ز روضه رضوان گريختى * پورا « 91 » مگر ز خيمه خاقان گريختى
شرح
( 88 ) - تهتك : پرده دريدن و پردهدرى و رسوائى ( انندراج )
( 89 ) - استار : پردهها كه جمع ستر بالكسر است
( 90 ) - نبى : بضم اول و كسر ثانى . به فارسى قرآن و مصحف و كلام الهى از رشيدى و برهان و در كشف بكسرتين به اين معنى نيز آمده ( انندراج )
( 91 ) - در نسخه ملك بيت چنين آمده است :نو را مگر ز روضه رضوان گريختى * حورا مگر ز خيمه خاقان گريختى
هامش
[ 173 ] ملى : سالهاء
[ 174 ] مر : مرغان
[ 175 ] ملى : چهره روى او از حور فرق
[ 176 ] مر : هيچكس حسن ماه را بر حسن او ترجيح
[ 177 ] مر : مرزبان پسر
[ 178 ] مر : بدين بحر چون
[ 179 ] مر : بساتين