بيت
بشراك عندك شمل المجد مجتمع * و المال يوم اجتماع المجد مفترق « 31 »
و كريم بحقيقت و سخى بطبع هرگز بر ظلم اقدام جايز ندارذ و افعال ناخوب [ 65 ] از وى در وجود نيايذ و با مردم اكرام كنذ و احسان انديشذ و كرامت او در چشم همت او خرد [ 66 ] نمايذ و حقد و حسد پيرامن طبيعت او نگردذ و با امور عظيم و اعمال خطير كى او را دست دهذ معجب و متكبر نشوذ و اعتبار چيزهاى خسيس و دنى كى آن را شهرتى نباشذ ننهذ و نفس خويش را بكرائم اعمال از اهل [ 67 ] اشراق الطاف الهى گردانذ [ 68 ] و صدق در اقوال و احوال مستعمل دارذ و حكما گفتهاند :
لا يرتقى الى الدرجة العلياء الا كريم و لا ينال المراتب السنية بخيل معنى آنست كى بر درجه رفيع و پايه بلند ترقى و تصاعد نكنذ الا كريم و بخيل هرگز بمرتبت سنى « 32 » و منقبت هنى « 33 » نرسذ از آن جهت كى بخل محبت غنا نتيجه آرذ و محبت غنا نفس را بنذالت « 34 » و خساست و خيانت و طمع آرزومند گردانذ و اين همه هلاك عز و فناء مجدست .
هرجا كى مال مفترق شذ در راه بذل و اعطاء مجد مجتمع شوذ و هروقت كى خواسته از قيد امساك اطلاق يابد بزرگوارى بارسان احسان مقيد گردذ
شرح
( 31 ) - هان اى عزيز ! چون در كسب بزرگى و جلال ، عنان مال بدست كرم سپردهدارى ، مژده بادت به گرد آمدن همهء بزرگيها در پيشگاه تو « جمعيت بزرگى و شرف ، در پريشانى مال و نعمت ميسر است »
( 32 ) - سنى : بفتح اول و كسر نون . رفيع و بلند و بمعنى روشن و تابان نيز آمده ( انندراج )
( 33 ) - هنى : گوارنده از طعام و شراب ( انندراج )
( 34 ) - نذالت : ككرامه . فرومايه و كمينه گرديدن ( انندراج )
هامش
[ 65 ] مر : قبيح
[ 66 ] مر : صغير
[ 67 ] مر : اعمال اهل
[ 68 ] مر : كرده آمذ