تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرائد السلوك في فضائل الملوك ( فارسى ) — صفحة 374

مساهمون:

ص٣٧٤
ليس لواضع المعروف فى غير حقه و عند غير اهله من الحظ فيما اتى الا محمدة الليام و ثناء الاشرار و مقالة الجهال مادام منعما عليهم ما اجود يده و هو عن ذات الله بخيل فمن اتاه الله مالا فليصل به القرابة و ليحسن منه الضيافة و ليفك به الاسير و ليعط « 27 » منه الفقير و الغارم فان فوزا بهذه الخصال شرف مكارم الدنيا و درك فضائل الاخره « 28 » . معنى آنست كى هركس كى در راه مروت [ 41 ] و جاده جود عارفهء « 29 » عطاء خوذ بموضع حق نرسانذ و جايزهء سخاء خويش باهل استحقاق ندهذ او را از آن انفاق حظى نباشذ و از آن اعطاء نصيبى نبوذ جز ستايش لئام و ثناء اشرار براى [ 42 ] ترغيب او بر تبذير [ 43 ] و تحريض او بر اسراف كى فلان چه
شرح
( 27 ) - در نهج البلاغه مرحوم حاج سيد علينقى فيض الاسلام چنين است و ليفك به الاسير و العانى و ليعط ( 28 ) - ترجمه از ترجمه و شرح نهج البلاغه بقلم مرحوم حاج سيد علينقى فيض الاسلام به خط طاهر خوش‌نويس صفحه 423 - از سخنان آن حضرت عليه السلام است ( در مذمت مالدارى كه مالش را بى جا صرف مىكند ) براى كسى كه در غير راه حق احسان كند و به غير مستحق ببخشد از آنچه بخشيده حظ و بهره‌اى نيست مگر تمجيد و ستودن مردم فرومايه و بدكار و گفتار نادانان درباره او ما دامى كه بايشان بخشش مينمايد ، چه بسيار جواد و بخشنده است و حال آنكه ( در حقيقت جودى نكرده ، بلكه مال خود را تلف و اسراف نموده ) و در راه خدا بخل ورزيده است ( و مالش را بى جا در غير رضاى حق صرف كرده و چنين شخصى از ياران شيطان است ) پس بكسيكه خداوند ثروتى عطا فرموده ، بايد با آن مال خويشان را كمك و يارى كند و از آن مال ( آشنايانرا ) مهمانى شايسته نمايد ( بهركس مناسب حال خودش ) و با آن اسير و گرفتار را رهائى بخشد و از آن بدرويش و وام‌دار اعطا كند و بايد شكيبائى ورزد بر اداء حقوق ( واجبه مانند زكات و مستحبه مانند صدقات ) و دفع حوادث و پيش‌آمدها و اينها را براى بدست آوردن ثواب و پاداش الهى بنمايد ( نه از روى ريا و خودنمائى ) پس پيروزمند شدن به اين بخششها ( كه بيان شد ) در دنيا باعث بزرگ شدن و خوشنام بودن و نيكى و در آخرت وسيله رسيدن بدرجات عاليه است ( 29 ) - عارفه : نيكوئى
هامش
[ 41 ] ملى . ملك : معرفت [ 42 ] مر : اشرار و گفتار جهال از براى [ 43 ] مر : در تبذير