منزل كى مقام ساختندى [ 298 ] از بيم حزم ايشان خيال عزم آن منزل نيارستى كرد و دزد شبرو كاروانگاه ايشان را در ضمير [ 299 ] نيارستى آورد .
بيت
لا يجسر الطيف يسرى من منازلهم * كانهم فى مجال الفكر نزال « 250 »
پيش اميرى از امراء خرگاهنشينان و بزرگى از بزرگان اهل و بر « 251 » ملاعبتى شگرف [ 300 ] كردند و بازئى سره « 252 » نموذند آن امير گوسفندى چند با ايشان كرامت كرد و ايشان از خدمت وى شاكر روى به شهر نهاذند . شبانگاهى بمرغزارى رسيذند گوسفندانرا از چهار گوشهء چراگاه آن مرغزار چهار پهلو كردند [ 301 ] « 253 » و چون شب درآمذ و آهو برگان [ 302 ] انجم بر سبزهزار آسمان در چرا آمذند .
بيت
هزار آهو بره لبها پر از شير * برين سبزه شذند آرامگه گير
غازيان از قصبات نى زريبه « 254 » ساختند و گوسفندانرا در آنجا كردند و گرد ايشان دايرهء ساختند و بخفتند . ناگاه گرگى كى در شب از پلنگ و شير نترسيذى و روز از تير و شمشير نهراسيذى
شرح
( 250 ) - شبانگاهان خيال ( صورتى كه در خواب بينند ) را گستاخى سپردن ديار ايشان نبود . گوئى بر گذرگاه انديشه فرود آمده و راه را بر آن بستهاند
( 251 ) - اهل و بر ( بفتح اول و دوم ) آن گروه از تازيان كه در زير چادرهاى پشمى زندگى ميكنند . ما رايت فى الوبر و المدر مثله - اهل مدر آنان كه در خانههاى گلى بسر مىبرند .
( 252 ) - سره : نيكو
( 253 ) - چهار پهلو كردن : چاق و فربه كردن - گربه را شكم از نعمت او چهار پهلو شد ( مرزباننامه ) . سير
( 254 ) - زريبه : كسفينه . آغل گوسفندان و كازه صياد و جاى بودباش و ده ( انندراج )
هامش
[ 298 ] مر : منزل نزول كردندى
[ 299 ] ملك . ملى : خيال
[ 300 ] مر : بر ملاعبتى عظيم
[ 301 ] مر : آهنگ چرا كردند
[ 302 ] ملى : آهوبرهگان